دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
من دانم از غمش که چه بر جان من گذشت
سوزم چو شمع و بر همه این سوز روشن است
زین اشگ آتشین که بدامان من گذشت
صد دل کباب همچو من از گریه مست شد
هرجا حکایت دل بریان من گذشت
کاری نکرد ناله من هم تو رحم کن
فریاد رس که کار ز افغان من گذشت
اهلی، بجای سبزه و گل خار غم دمید
هرجا که ابر دیده گریان من گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گذر دوران و تأثیرات آن بر رویاها و احساساتش سخن میگوید. او با تشبیه خود به شمعی که در حال سوختن است، از سوز و اندوهش میگوید که ناشی از عشق و غم جدایی است. هرجا که او میرود، غم و اشکهایش همراهش هستند و او از ناله و شکایتش میخواهد که کسی به او رحم کند. شاعر همچنین احساس میکند که به جای شادی و سرسبزی، فقط خارها و دردهای جدایی را تجربه میکند. این شعر به وضوح دردی عمیق و حسی قوی از غم و فقدان را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: دی، مانند سروی زیبا و با وقار از نظرم عبور کرد. میدانم که غمش چه تأثیری بر جانم گذاشت.
هوش مصنوعی: من مانند شمعی میسوزم و این سوزش من بر همه آشکار است، چون این اشکهای سوزان که بر دامنم ریخته، نشانهی درد من است.
هوش مصنوعی: اینجا بیان میشود که هرکس از حال و روز من باخبر شود، به شدت متاثر میشود، چون دل من از اندوه و غم پخته شده است و هرجا که داستان درد و غصهام را نقل کنند، به درد دل من پی میبرند.
هوش مصنوعی: کاری از من ساخته نیست، پس ای کمککننده از ناله و فریاد من دریغ نکن که دیگر وقت من در حال سپری شدن است.
هوش مصنوعی: اهل دل به جای سبزه و گل، به درد و غم اشاره کردند و هر جا که ابرهای چشمانم اشک ریختند، این غم بیشتر نمایان شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.