تا چند باشد این غم پنهان که با من است
تا کی بلای تن کشد این جان که با من است
آسوده اند جان و دل من که با تواند
در زاری است دیده گریان که با من است
ظاهر نمی کنم غم خود کز علاج خلق
کی به شود جراحت پنهان که با من است
گر آرزوی گنج وصالت کنم مرنج
کین آرزو کند دل ویران که با من است
اهلی اگر چه می شود از دیده یار دور
چون در دل من است همان دان که با من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساسات عمیق غم و اندوه خود صحبت میکند. او میگوید این غم پنهان که با اوست، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و جان او چگونه این درد را تحمل میکند. او به آرامش جان و دل خود اشاره میکند که در کنار محبوبش است و در عین حال دردی پنهان دارد. شاعر غم خود را ظاهر نمیکند چرا که فکر میکند این جراحت پنهان هرگز درمان نخواهد شد. او همچنین به آرزوی وصال محبوب اشاره میکند و میگوید نباید از این آرزو بترسد، چون این آرزو دل او را ویران کرده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که حتی اگر یار از دیدش دور باشد، اگر در دلش باشد، همیشه با اوست.
هوش مصنوعی: این غم پنهانی که همیشه با من است، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ و تا چه زمانی این جان که به همراه من است، چنین رنجی را تحمل خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: دل و جان من آرام است، چرا که در کنار تو هستم. چشمی که گریان است، در واقع همراهم است و در این حال، از زاری حرف میزند.
هوش مصنوعی: من غم خود را نشان نمیدهم، چون میدانم درمان دردهای پنهان دیگران چگونه ممکن است باشد. این جراحتی است که فقط خودم از آن آگاه هستم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم یاد و آرزوی وصالت را داشته باشم، تو ناراحت نشو؛ زیرا این آرزو در دل من که ویران است، زندگی میکند.
هوش مصنوعی: گرچه محبوب از دیدگانم دور است، اما او در دل من حضور دارد و میدانم که همیشه با من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.