دوستان خواب اجل بی وصل یارم آرزوست
بیقرارم دور ازو یکدم قرارم آرزوست
کار او جور است بامن جان بنومیدی کنم
ورنه چون شد مهربان بوس و کنارم آرزوست
زندگی می بایدم چندانکه میرم پیش او
ورنه دیگر بهر چه کارم آرزوست
اختیار از دست از آن دادم بمستی ای حریف
کامشب از می گریه بی اختیارم آرزوست
حال من اهلی نگر کز درد آن نامهربان
آرزو دارم بمرگ و صد هزارم آرزوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود برای یار صحبت میکند. او بیقراری و longing (آرزو) خود را برای دیدن یار بیان میکند و میگوید که زندگیاش تنها در پی یار معنا دارد. همچنین از درد و رنجی که از دوری معشوق به او میرسد، سخن میگوید و حتی برای پایان دادن به این درد، مرگ را به عنوان آرزویی بیان میکند. در اینجا، احساسات شدید عاشقانه و عمیق او به وضوح مشخص است.
هوش مصنوعی: دوستان، آرزو دارم که به دلیل مرگ از وصال یارم محروم نباشم. من بیقرارم و حتی یک لحظه دور بودن از او برایم قابل تحمل نیست.
هوش مصنوعی: او در کار خود با من سازگاری دارد و اگر به من محبت نکند، دوست داشتن و لمس کردنش برایم آرزو خواهد بود.
هوش مصنوعی: زندگی باید به گونهای باشد که هر چه به سوی او میروم، ارزش داشته باشد و در غیر این صورت برای چه هدفی آرزو دارم؟
هوش مصنوعی: من در حالتی از مستی تصمیماتم را از دست دادهام، ای دوست! امشب از شراب آنچنان غمگین هستم که بیاختیار اشک میریزم و آرزو میکنم.
هوش مصنوعی: حال من را ببین که از درد آن نامهربان چقدر آزار میکشم. آرزو دارم که ای کاش میمردم، اما در دل هزاران آرزو دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.