هفتاد سال شد که دل من در آتش است
می سوزد و هنوز بدین سوختن خوش است
عیبم مکن که رفت ز دستم عنان دل
من پیر و ناتوان و هوس تند و سرکش است
از بسکه نازک است دل آن بهار حسن
ز آمد شد نسیم سحرگه مشوش است
جانم فدای آدمیی کو فرشته خوست
ورنی به حسن هرکه تو بینی پری وش است
اهلی اگرچه دوست کند جلوه بر همه
خرم دلی که آینه اش صاف و بی غش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و شوریدگی قلب شاعر پرداخته و از احساسات عمیق و سوزانی که او در طول هفتاد سال تجربه کرده، سخن میگوید. شاعر در حالی که به ناتوانی خود اشاره میکند، اعتراف میکند که با وجود سوختن دل، هنوز از این حال خوشنود است. او به زیبایی و لطافت دل انسانها اشاره میکند و بر دوگانگی عشق و زیبایی تأکید میکند. در نهایت، شاعر به دوستی پاک و صاف اشاره میکند که دلش خرم و بیآلایش است.
هوش مصنوعی: دل من در طول هفتاد سال در آتش سوزانده شده و هنوز هم از این سوختن احساس خوشحالی میکنم.
هوش مصنوعی: خواهش میکنم ایرادی به من نگیر که کنترل دل من از دستم خارج شده است. دل من پیر و ناتوان است و هوسهایش تند و سرکش شدهاند.
هوش مصنوعی: دل آن بهار زیبایی به قدری حساس است که با آمدن نسیم صبحگاهی به هم میریزد.
هوش مصنوعی: جان من فدای انسانی میشود که دارای روحی چون فرشته است، اما در زیبایی هر کسی که تو میبینی مانند پری است.
هوش مصنوعی: اهلی اگرچه با دیگران دوست باشد و خود را خوشگل و شاداب نشان دهد، اما آن کسی که دلش صاف و بیآلایش است، حقیقتا خوشبخت و باصفاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در معرکه چو آتش و بهرام سرکش است
شاید که فخر تخمه بهرام و آرش است
چون عرصه زمین ز بهار آسمان وش است
عالم چو عیش او خوش و چون طبع او کش است
گیتی چو فرش باغ ز فرش منقش است
[...]
شادم زدل که عاشق آن زلف دلکش است
از عشق عشق اوست که با دل مرا خوش است
زلفین او کشم که سر زلف او مرا
دلبند و دلفریب و دلارام و دلکش است
طوفان زآب خیزد و تا عاشقم بر او
[...]
پای گریز نیست که گردون کمانکش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
[...]
ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
امروز روز باده و خرگاه و آتش است
ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف
مجلس چو چرخ روشن و دلدار، مَهوشاست
بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست
[...]
مشتاق روی دوست که حالش مشوش است
گر پابرهنه بر سر آتش رود خوش است
از سوختن گزند نباشد خلیل را
گر زان که شش جهات جهان جمله آتش است
چون تیر بی حجاب شوم در سرای دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.