سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی
بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند
آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی
آینهی حُسن تو زنگ ز دل میبرد
حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی
تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم
آب حیات ای پسر بی تو ننوشد کسی
مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم
دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و خدمت به معشوق است. شاعر از اشک و اندوه خود میگوید و به ادب و افتادگی در برابر معشوق اشاره میکند. او میپرسد که چگونه آینه میتواند زیبایی معشوق را نشان دهد. شاعر بیان میکند که تا زنده است، در خدمت معشوق خواهد بود و حاضر است مانند شمع بسوزد. او میگوید که لذتهایی چون موسیقی و شراب در خدمت معشوق از بهشت هم بهتر است. در نهایت، شاعر به آزادی اشاره میکند و میگوید که آزادی از هر چیز دیگری در دنیا گرانبهاتر است.
هوش مصنوعی: دل من از نالهها به شدت آتش میگیرد و ای کاش کسی صدای مرا بشنود. در حالی که جانم در خطر است، آرزو میکنم کسی بتواند رنج من را ببیند و به دادم برسد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به تنها با تلاش و کوشش بینتیجه، به چیزهای بزرگ دست یافت. هر فردی که از زندگی ناتوان و بیرمق باشد، مانند سنگی است که هیچ تلاشی نمیتواند آن را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: آینهی زیبایی تو روح و دل را شاداب میکند و درست نیست که کسی بخواهد چهرهات را از نگاهها پنهان کند.
هوش مصنوعی: بدون تو زندگی سخت و تلخ است، حتی اگر به من آب حیات بدهند، کسی نمیتواند بدون تو بنوشد.
هوش مصنوعی: نترس و موانع را کنار بزن، اگر دلت پر از غم شده، از ستم نترس. تا زمانی که کسی به تو آسیب نرسانده، نباید نگران باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.