ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
وه که چو عمر بیوفا خوش بشتاب میروی
چند بعشوه گوییم راست بگوی حال خود
راست مپرس جان من ورنه بتاب میروی
مرغ سحر بروی گل جام صبوح میکشد
نرگس مست را بگوی چند بخواب میروی
روی چو روزت از صفا شب نگذاشت در جهان
جز نفسی که همچو مه زیر نقاب میروی
اهلی اگر تو عاشقی مست بخون خویش شو
چند ببزم دیگران بهر شراب میروی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به صحبت درباره عشق و مستی و همچنین هشدارهایی درباره دلبستگی به معشوق میپردازد. شاعر از تجربه خود در عشق سخن میگوید و به کسی که به دنبال شراب عشق است، میگوید اگر تا حالا آن را نچشیده، بهتر است ادامه ندهد، زیرا ممکن است به شدت دچار مشکل شود. او به حسرت و تشنگی دل اشاره میکند و به وضعیت ناگوار خود به خاطر عشق میپردازد. در نهایت، شاعر به کسی که در جستجوی زیبایی و محبت است، توصیه میکند که اگر به درستی رفتار نکند، به عذاب خود خواهد افزود.
هوش مصنوعی: تو با سرعت و شتاب به سوی عشق و عاشقان بیخبر از حالشان میروی و چه خوب است که زودتر از عمری بیوفا عبور کنی.
هوش مصنوعی: ما خیلی به ادعا و ظاهرسازی میپردازیم، اما واقعیتهای درونیمان را نمیتوان به راحتی بیان کرد. اگر حال من را بپرسی، ممکن است حقیقت را نگویم و تو نیز از من دور میشوی.
هوش مصنوعی: پرنده صبحگاهی بر روی گل، نوشیدنی صبحگاهی را مینوشد و نرگس مست را صدا میزند و میپرسد که چه مدت میخواهی بخوابی؟
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات به روشنی روز است و از صفا پر شده، در این دنیا جز یک نفس که همچون ماه زیر پردهای پنهان باشد، چیز دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر واقعاً عاشق هستی، مانند مستی به خودت برس و از خودت لذت ببر. چرا باید برای دیگران دنبال شراب و خوشگذرانی بروی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.