تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
شهید عشق ترا شست و شو بخون کرده
جنون عشق اگر نیست چرخ مجنون را
بتهمت غلط افسانه در جنون کرده
به دوش من نهد ایام هر کجا باریست
قضابخانه گردون مرا ستون کرده
چراغ مجلس مستان شب نشین بودم
مرا غم تو چو شمع سحر زبون کرده
زبان کلک گرفتم حدیث خطت گفت
حکایت دهنت را ندیده چون کرده
بیان نامه سیاهی حکایت اهلی است
که عمر در سر افسانه و فسون کرده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر از آتش درون خود سخن میگوید که نشاندهنده اشتیاق و longing برای معشوق است. او در حالت مدهوشی و بیخودی به سر میبرد و اشکهایش از حسرت به وجود آمدهاند. در این میان، دل و چشمانش به عنوان آینهای از زیبایی معشوق جلوهگری میکنند. همچنین، شاعر به احساساتی مانند درد و شوریدگی اشاره کرده و نشان میدهد که چگونه این عشق او را در حالت سماع و شوری عمیق قرار داده است.
هوش مصنوعی: بدن من که در خون غوطهور است، مانند اشک لالهای سرخ رنگ، یادآور شهید عشق توست که با خونش پاک شده است.
هوش مصنوعی: اگر جنون عشق وجود نداشته باشد، پس چطور میشود که چرخ زمان را به ناحق به جنون نسبت دهند؟
هوش مصنوعی: روزگار سختیها و مشکلات را بر دوش من میگذارد و هر جا که بار سنگینی باشد، سرنوشت آسمانی به من قدرت و استحکام داده است.
هوش مصنوعی: در جمع دوستان مشغول لذت و شادی بودم، اما غم تو مانند شمعی در صبح زود، مرا ناتوان و بیقرار کرده است.
هوش مصنوعی: از زیبایی خط تو زبان پرندهای را به سخن واداشتهام، اما داستان دهان تو را هنوز ندیدهام.
هوش مصنوعی: این بیان، داستانی را روایت میکند که در آن، موجودی به نام اهلی زندگی میکند و عمر، که به نوعی نماد زمان یا زندگی است، در حال بنا کردن افسانهها و جادوها در ذهن اوست. به عبارت دیگر، این جمله به توصیف تلاشهای عمر برای شکل دادن به قصهها و افکار در سر اهلی میپردازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.