ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
راحت جان بیدلان مرهم داغ عاشقان
روشنی دو دیده یی، مونس دل رمیده یی
تازه بهار این چمن نوگل باغ عاشقان
بسکه ز دیدن رخت سیر نمیشود نظر
یکنفس از نظاره ات نیست فراغ عاشقان
گرنه نسیم رحمتت روز جزا رسد بخلق
بوی بهشت کی کند تازه دماغ عاشقان
اهلی از آفت فنا غم نخوریم تا ابد
کز رخ شمع ما بود زنده چراغ عاشقان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و درد ناشی از جدایی و عدم دستیابی به معشوق اشاره میکند. او آرزو دارد که مانند دیگران بتواند از عشق بمیرد، اما خود را در قفسی از آلام و غمها میبیند. شاعر به تصویر مرغی گرفتار اشاره دارد که به خاطر دوری از گل، نمیتواند زیباییهای بستان را ببیند. او از طعنهها و آزار همنفس خود گلهمند است و به این نکته دقت میکند که مردن به خاطر عشق باید آسان باشد، اما در واقع اینگونه نیست. در نهایت، او بر این باور است که اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، مردن در آن شرایط آسان به نظر میرسد. این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد جدایی است.
هوش مصنوعی: ای تو که چهرهات مانند ماه است و نور چشم و چراغ عاشقان به شمار میروی، آرامش جان بیخوابان و درمانگر دردهای عاشقان هستی.
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند نوری هستند که دل تنها و نگران را آرام میکنند. تو با ورود به این بهار، گل تازهای در باغ عاشقان هستی.
هوش مصنوعی: چشمم هیچگاه از زیبایی تو سیر نمیشود؛ عاشقان همیشه در تماشای تو غرقاند و هرگز از این تماشا رهایی نمییابند.
هوش مصنوعی: اگر نسیم رحمت تو در روز قیامت به سوی مخلوقات بوزد، بوی بهشت چگونه میتواند عاشقان را شاداب و مملو از سر زندگی کند؟
هوش مصنوعی: ما از خطر نابودی نگران نیستیم، زیرا چراغ عشق ما همیشه روشن است و تا ابد باقی خواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.