گنجور

 
اهلی شیرازی

وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن

دل که بود آسوده دیگر غرق خون خواهد شدن

اینچنین کان روی زیبا در نظر آید مرا

چهره‌ام زرد و سِرشکم لاله گون خواهد شدن

من نظر پوشم مبادا در دلم آید درون

گر حریف اینست در جان هم درون خواهد شدن

زین کشش گر مهر او دارد دل من دور نیست

گر ز کنج عافیت دیگر برون خواهد شدن

گر کشد زین دست اهلی حلقه زلف بتان

عاقبت سر حلقه اهل جنون خواهد شدن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سیدای نسفی

اشک من گر اینچنین کز دل برون خواهد شدن

داغ های سینه ام گرداب خون خواهد شدن

گر نهم پا بر سر دیوانگی چون گردباد

آسمانها تخته مشق جنون خواهد شدن

در دل فرهاد من آخر غم شیرین لبان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه