گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
کعبه بر هم مزن آتشکده انگیز مکن
مرهم ریش دلم کز سخن تلخ کنی
باری از خنده پنهان نمک آمیز مکن
ایکه در گلشن حسنی و جوانی سرمست
تکیه بر نازکی سبزه نوخیز مکن
خون من هم ز دل و دیده من باز طلب
پرسش قتلم از آن غمزه خونریز مکن
یا بنه دل بگرفتاری و محنت اهلی
یا نظر در سر آن زلف دلاویز مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای یک نخل و لبان شیرین میپردازد. شاعر از شوق و آرزو برای رسیدن به بهشت و چشمههای حیات میگوید و تأکید میکند که تنها او نیست که در جستجوی این لذتهاست. او همچنین به درد و رنج شبهای جدایی اشاره میکند و میگوید که روز وصال کوتاه و شب هجران طولانی است. در نهایت، شاعر با یادآوری حسرت و اندوه در دل، به خوشیها و لذتی که در انتظار است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر غیر از کافر، بچهای هستی، دلخوری و شوق خود را زیاد نکن. کعبه را ویران نکن و آتشکده را شعلهور نکن.
هوش مصنوعی: دل من زخمی است و تو با سخنان تلخت آن را بیشتر جریحهدار میکنی. لطفاً در پوشش خنده و شوخی، به این زخم نمک نپاش.
هوش مصنوعی: در باغی که پر از زیبایی و جوانی است، از تکیه کردن بر لطافت و نرمی چمن تازه رشد کرده خودداری کن.
هوش مصنوعی: خون من را از دل و چشمانم طلب کن و دربارهی قتل من سؤال کن، اما از آن چشم نازکدل و قاتل غمگین نپرس.
هوش مصنوعی: یا به حال دل خود فکر کن و از سختیها و مشکلاتش غمی به دل راه نده، یا این که به زیباییهای آن زلف دلربا توجه کن و از آن لذت ببر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.