من سوخته داغ درون پرور عشقم
گر کعبه شوم حلقه بگوش در عشقم
ز آن آتش رسوایی من صد علم افراخت
تا عقل بداند که من از لشکر عشقم
چون ذره به مه دل ندهم مهر پرستم
آری همه حسنی نبود در خور عشقم
فرزند غمم از ازل آورده ام این درد
پرورده درد از پدر و مادر عشقم
هر کسکه چو اهلی ورق عشق مرا خواند
دانست که من آیتی از دفتر عشقم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که به او و دوستانش کمک کند تا از مشکلات و رنجهای زندگی رهایی یابند. او به دنبال گنجی عاطفی است که از دل به دست آید و میخواهد زندگی را با لحظات خوش یار خود پر کند. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جانش را هم بدهد، باز هم از لحظهای نزدیک به او نمیکاهد. در نهایت، او به غم و دلتنگیهای زندگی اشاره میکند و میخواهد احساساتش را با قلم بیان کند.
هوش مصنوعی: من به شدت تحت تاثیر عشق هستم و اگر به مقام و جایگاهی هم برسم، مثل کعبه که مورد احترام و زیارت است، باز هم فقط در عشق خود را میسازم و به آن تسلیم میشوم.
هوش مصنوعی: از آن شعلههای رسوایی من، احساسی عمیق بوجود آمده که نشان میدهد عقل باید بفهمد من جزو سپاه عشق هستم.
هوش مصنوعی: هرچند که به اندازه یک ذره هم به ماه علاقه ندارم، اما به عشق خودم اهمیت میدهم. بله، همه خوبیها برای عاشق شدن کافی نیستند.
هوش مصنوعی: من از همان ابتدا، غم را به عنوان فرزند خود به دوش میکشم و این درد را که بزرگ شده است، از عشق و وابستگی به پدر و مادر به ارث بردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که به احساسات و عشق من توجه کند، میفهمد که من نشانه و علامتی از داستان عشق خودم هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.