باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
هر رشته مقصود که گم کرد، دگر یافت
صد قافله گر سعی برد در ره کعبه
در کعبه رسد آنکه سر کوی تو دریافت
در ظلمت هجران تو با مشعل خورشید
نتوان ز دل گمشده یک ذره اثر یافت
یعقوب برد روشنی دیده زیوسف
هر کس که نظر یافت درین راه نظر یافت
سرچشمه عشق است سخنهای تو اهلی
هر کس که فرو رفت درین چشمه گهر یافت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلمشغولیها و مشکلات عشق سخن میگوید. او بیان میکند که هرچند تلاشها و راههای بسیاری برای رسیدن به معشوق وجود دارد، اما تنها کسی به مقصود میرسد که به عمق عشق و مفهوم آن پی ببرد. غزل به تصویر کشیدن هجران و تلاش برای یافتن نشانههایی از محبوب میپردازد و تأکید میکند که عشق واقعی از طریق درک عمیق احساسات و معانی به دست میآید. در نهایت، شاعر به جذابیت و غنای سخن محبوبش اشاره کرده و آن را سرچشمهای از عشق میداند.
هوش مصنوعی: دوباره از سر زلف، دل بیقرار خبر گرفت و هر رشتهای از مقاصد خود که گم کرده بود، دوباره پیدا کرد.
هوش مصنوعی: بسیاری از مروجان و مسافران در تلاشند تا به کعبه برسند، اما تنها کسی به هدف نهایی میرسد که در دل راه و مسیر تو را بشناسد و درک کند.
هوش مصنوعی: در تاریکی فراق تو، با نور خورشید هم نمیتوان از دل گمشدهام حتی یک ذره نشانهای پیدا کرد.
هوش مصنوعی: یعقوب، نور چشمانش را به خاطر یوسف از دست داد. هر کسی که در این مسیر به چیزی نگاه کند، راهی به روشنایی و بینش مییابد.
هوش مصنوعی: سخنان تو منبع عشق هستند؛ هر کسی که در این چشمه فرو رود، گوهری به دست میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.