گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
یارب تو دست گیر که از دست رفته ایم
رفتیم از آستان تو در سجده حرم
با همت بلند عجب پست رفته ایم
پیوسته گشت سلسله ما بکوی دوست
از بس چو مور صف زده پیوست رفته ایم
یاران ز دام عشق گریزان چو ماهی اند
ما خود به اختیار درین شست رفته ایم
اهلی دل تو چاره مستی چه میکند
گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز احساسات عاشقانه و درد و رنج شاعر از دوری معشوق اشاره دارد. شاعر خود را در درد عشق غرق شده و از بیتوجهی و محرومیت از وصال معشوق گلهمند است. او به خاطر عشقش در عذاب است و در حالی که خاموش شده، درونش پر از ناله و آه است. شاعر از معشوق میخواهد که راز عشق را پنهان کند، اما خود را در حالتی از خرابی و رنج میبیند. در نهایت، او به زیبایی معشوق اشاره دارد و بیان میکند که در برابر این زیبایی، جان پاکش را در نظر نمیگیرد.
هوش مصنوعی: ما آنقدر در راه اشتباه رفتیم که دیگر گم شدهایم، خدایا به ما کمک کن که از مسیر درست دور شدهایم.
هوش مصنوعی: ما به هنگام رفتن از درگاه تو، با هدفی بزرگ در دل، در سجده به حرم تو بودهایم، اما در عجبیم که چگونه به چنین پایینذاق پایین آمدهایم.
هوش مصنوعی: ما همیشه به سوی دوست حرکت کردهایم و چون موری که پیوسته در صف میرود، به این مسیر ادامه دادهایم.
هوش مصنوعی: دوستان از دام عشق فرار میکنند مانند ماهیها، اما ما خود به انتخاب خود در این آب غرق شدهایم.
هوش مصنوعی: دل تو برای درمان مستیاش چه تدبیری دارد؟ برو، چون ما و تو از وجود خود فاصله گرفتهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.