چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
تو دست دیگری گیری و من در اضطراب افتم
چو آیی با رقیبان روزها اندر لب جویی
چنانم آتشی در دل فتد کز غم کباب افتم
خوشم با دوزخ هجران بهشتی رو از آن خوشتر
که بینم با رقیبت یار و از تو در عذاب افتم
ندانم شهسوار من کجا با غیر خواهد شد
هوس دارم که گردم سایه او را در رکاب افتم
چو اهلی خوابم از اندیشه او رفت و میسوزم
بیا ساقی مگر آسوده یکدم از شراب افتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود در مواجهه با معشوق صحبت میکند و از غم و اضطراب ناشی از رقابت با دیگران برای جلب توجه او میگوید. او به وضوح نشان میدهد که حتی در دوری از محبوب، شوق و عشق او در دلش شعلهور است و این حالتی از آتش عشق را توصیف میکند. شاعر میخواهد که از هجران معشوق رهایی یابد و در کنار او قرار گیرد، حتی اگر مسیر او به سمت دیگران باشد. در نهایت، او خواهان فرصت نوشیدن شراب و فرار از افکار آزاردهندهاش است.
هوش مصنوعی: هر بار که ببینم تو با کسی دیگر هستی و به راحتی کنار او میگردی، من ناراحت و نگران میشوم. تو دست دیگری را میگیری و من در دل خود دچار اضطراب میشوم.
هوش مصنوعی: وقتی با رقیبانم به کنار جوی آب میروم، چنان آتشی در دلم شعلهور میشود که از غم به تفتیدهای همچون کباب در میآیی.
هوش مصنوعی: من با عذاب جدایی مثل جهنم هم سر میکنم، اما خوشتر است که این عذاب را تحمل کنم تا این که تو را با کسی دیگر ببینم و خودم در درد و رنج باشم.
هوش مصنوعی: نمیدانم سوار کار من با چه کسی خواهد رفت، اما آرزو دارم که سایهاش شوم و در کنار او قرار گیرم.
هوش مصنوعی: وقتی که خوابم برد و فکر او از ذهنم دور شد، احساس میکنم که در آتش اشتیاق میسوزم. بیا ای ساقی، شاید با نوشیدن شراب لحظهای آرام بگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.