گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
چون خود ستاره سوخته باشم گناه کیست؟
جانی که من کنم که کند همچو کوهکن
سنگی که هست درره من پیش راه کیست؟
سر تاقدم در آتش محنت بسوختم
یارب چه کردم این اثر دود آه کیست؟
خلقی چو من بروی تو حیران ولی تورا
خشمی که از نگاه من است از نگاه کیست؟
عذر سگت زناله شب گر نخواستم
بس دل که شد کباب زغم عذر خواه کیست؟
اهلی بپرس بهر خدا کفتاب من
یار که گشت و شمع که گردید و ما کیست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان احساسات تلخ و ناامیدیاش میپردازد. او از سیاه بختی و عذابهایش ناشی از آه و غمها صحبت میکند و میپرسد که چه کسی مسئول این دردهاست. شاعر خود را مانند ستارهای سوخته میبیند و به تشبیه کردن دردهایش به سنگی در مسیر کوهکن اشاره میکند. او از سوختن در آتش محنت و از خشم و حیرانی دیگران نسبت به خودش سخن میگوید. در نهایت، او به یاد یار و عشق گمشدهاش میافتد و سوال میکند که چه بر سر عشق و روشناییاش آمده است. این شعر، عمق احساسات انسانی و التهابات درونی فرد را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: میگویم که بخت سیاه و بدی دارم، اما نمیدانم که دلیل این حال من کیست. آیا کسی دیگر هم مانند من در این دنیا وجود دارد که به اندازه من دچار سوختگی و زحمت باشد؟ در واقع، آیا کسی دیگر هم مسئول این وضعیت من است؟
هوش مصنوعی: من به جان خود چه کار میکنم و چطور میتوانم مانند یک کوهنورد که سنگی را از راهش برمیدارد، از مشکلات و موانع زندگیام عبور کنم؟ در اینجا، سوال اصلی این است که در این مسیر سخت و پرچالش، چه کسی میتواند به من کمک کند؟
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را در آتش دشواریها سوزاندهام، ای خدا، چه کردهام که این نشانههای اندوه و غم در من باقی مانده است؟
هوش مصنوعی: افرادی مانند من در مقابل تو گیج و شگفتزدهاند، اما خشم تو که ناشی از نگاه من است، از نگاه چه کسی ناشی میشود؟
هوش مصنوعی: اگر شب گریه کردی به خاطر سگت، عذرت را قبول نمیکنم، چون دلم از غم سوخته است. حالا بگو چه کسی مسئول عذرخواهی است؟
هوش مصنوعی: ای اهلی، بخاطر خدا بپرس که آفتاب من چه کسی بود که یار شد و شمع چه کسی شد که دور او بگردد و ما چه کسانی هستیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این تیغ صبح بر دل من چون بلار کیست
وین تیر چرخ بر جگر من چون او کیست
گفتی که نیست صبرت اگر نه نکو شود
صبرم بسیست خواجه ولی عمر اند کیست
آنکو طریق فضل سپردست جاهلیست
[...]
گر او بزرگ بد خلف او نه کوچکیست
نور شهاب و ظلّ عمر دیو را یکیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.