خط تو چون بردمید رونق عنبر شکست
سرو تو چون قد کشید قدر صنوبر شکست
طره پرچین چرا مالش گوش تو داد
نسترنت از چه رو برگ گل تر شکست
آه که تا دم زدم سنبل مشکین او
موی بمو جعد یافت خم بخم اندر شکست
اینهمه شبنم چراست در رهت ای گل مگر
چشم گهربار من حقه گوهر شکست
باد صبا کز رهت برد گران گل فشاند
عاشق دیوانه را خار ببستر شکست
عشوه شیرین تو لب چو سوی من گزید
آه که در چشم من رونق شکر شکست
آب رخ کاه من اشک صراحی بریخت
شیشه ناموس من خنده ساغر شکست
بسکه ضعیفم بخواب شب چو شدی همبرم
دست خیالت مرا پهلوی لاغر شکست
دور شه متقی است نرگس مستت چرا
میکده پرشور ساخت صومعه را در شکست
سایه لطف خدا حضرت یعقوب خان
آنکه سلیمان صفت قدر سکندر شکست
حامی دین نبی آنکه بعهدش صبا
شیشه و جام شراب بر سر عبهر شکست
باد چو با لاله گفت قصه پرهیز او
ساغر خود را بسنگ با می احمر شکست
نیست عجب گر شود تازه ز انفاس او
خشک گلی کش ورق در ته دفتر شکست
تاجوری را که نیتس داغ غلامی ز وی
دست قضا لاله وار بر سرش افسر شکست
هرکه نه بر نام او سکه زد آن زر بسوخت
هرکه نه زو خطبه خواند پایه منبر شکست
بسکه بخلق و کرم گوهر و زر پخش کرد
قیمت گوهر نماند مرتبه زر شکست
شوکت بختش ببزم حشمت جم پست ساخت
رایت فتحش برزم سنجق سنجر شکست
زهره شیر فلک صولت خیلش درید
مهره گاو زمین انبه لشکر شکست
غیرت دین خلیل دارد از آن هر کجا
معنی او جلوه کرد صورت آزر شکست
ایکه برد زنگ دل روشنی روی تو
جام جم رای تو آینه خور شکست
روی زمین بخت تو از کرم حق گرفت
پشت عدو تیغ تو از دم حیدر شکست
سنگی اگر روزرزم از سم رخش تو جست
از سر خاقان گذشت افسر قیصر شکست
تیغ چو آبت بجنگ بسکه قیامت کند
آتش دوزخ نشاند صولت محشر شکست
گرچه عنان گیریت آرزوی باد بود
رخش تو این آرزو در دل صرصر شکست
تیر تو مانند کاف سینه گردون شکافت
تیغ تو چون لاله الف قد دو پیکر شکست
چتر مه از بسکه دید سرزنش از چتر تو
چون مه نو آخرش حلقه چنبر شکست
نقش نگین ترا مه بحلیل بر گرفت
مهر از آن غیرتش مهر مزور شکست
حاکم عدلت بلطف دست ستمکش گرفت
شحنه امرت بقهر فرق ستمگر شکست
لطف تو بحری کزو یافته ماهی قرار
قهر تو برقی کزان قلب سمندر شکست
دشمن خارت چو گل با همه خفتان چو لعل
ژاله قهرش بفرق غنچه مغفر شکست
برق قضا گرم شد دشمن بی نفع سوخت
باد اجل تند گشت گلبن بی بر شکست
خصم تو در روز جنگ زه ز کمانش گسست
دست چو بر تیغ زد دسته خنجر شکست
گلشن قدرت ندید گلبن جاهت نیافت
مرغ دلم کاینهمه بال زد و پر شکست
باز شنو اینغزل کز شکرستان طبع
طوطی شکر شکن شکر دیگر شکست
دست و دل دشمنم دوش بهم بر شکست
همت ما عاقبت این در خیبر شکست
تا دگر آن مست ناز قصد که دارد که باز
بند قبا چست کرد طرف کله برشکست
بختم ازین بیشتر ره بوصالت نداد
خار رهم زان بپا اینهمه نشتر شکست
آه، که بنیاد زهد عشوه شوخت بکند
وای که ناموس دین غمزه کافر شکست
من بجفای توام شاد که لیلی بلطف
گرهمه را داد دل دلشده را سر شکست
بخت نگر کآخرم آن لب جانبخش کشت
جام حیات مرا چشمه کوثر شکست
دل ز تو آباد بود گشت خراب از تو باز
کشور ما را بنا بانی کشور شکست
روی تو ژولیده مو موی تو آشفته رو
با سپه روم و زنگ شاه مظفر شکست
جم صفتا، روشنست پیش تو چون آفتاب
کاین گهر افلاک را زینت و زیور شکست
در خور سلمان نبود پیروی انوری
کز گذر قافیه قافله را برشکست
من چو برابر زدم رایت خورشید نظم
کوکبه انوری چون مه انور شکست
قیمت اهلی مگر از تو فزاید که دهر
رونق دانش ببرد قدر سخنور شکست
تا نه مکرر شود قصه دعایت کنم
گرچه ازین شکرم قند مکرر شکست
تا رخ هر روزه دار در هوس شام عید
روز بروز از گداز هست چو مه بر شکست
روزه و عید تو باد فرخ و در کار تو
یکسر مو ناورد گردش اختر شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق، زیبایی و قدرت عشق است. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصویرسازیهای زیبا، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از زیباییهای معشوق، مانند صورت و موهایش، سخن میگوید و تأثیر آنها بر دل و جانش را توصیف میکند. همچنین به جنگ و جدال در عشق و دشواریهای آن اشاره میکند. شاعر با کنایه به سادگی و ضعف خود در برابر معشوق، به عظمت و شوکت او پی میبرد و با بیان کلمات زیبا، چشماندازهای تازهای از عشق و تمنای معشوق را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که زندگی و خوشبختیاش به وجود معشوق وابسته است.
هوش مصنوعی: وقتی که خط زیبایت را دیدم، زیبایی و رونق مانند عطر عنبر را از دست داد. و وقتی که قامت بلند تو را مشاهده کردم، زیبایی و قدر نشأت گرفته از درخت صنوبر به فراموشی سپرده شد.
هوش مصنوعی: چرا موهای پرچین تو به گوش تو نچسبید؟ نسترن، چرا گل تازهات شکست؟
هوش مصنوعی: ای کاش که تا دم زدم، سنبل سیاه او، به حالت جعد و تابی در آمد و موی او همچون خمهای زیبا، در هم شکست و پیچ خورد.
هوش مصنوعی: چرا این همه شبنم در راهت دیده میشود ای گل؟ آیا این به خاطر این نیست که چشمان باارزش من بیهوده و به طرز فریبندهای در حال اشک ریختن هستند؟
هوش مصنوعی: باد صبا که از راه تو میآید، گلهای سنگین را پراکنده میکند و خاری میشود برای عاشق دیوانه که بر بسترش نشسته است.
هوش مصنوعی: حالت دلبرانه و شیرین تو چنان مرا مجذوب کرده که لبهای تو به سمت من آمده است. آه، چه خوب که در چشمان من زیبایی و طراوت شکر نمایان شده است.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و شفاف من مانند آبی است که از صراحی میریزد و شیشهی ناموس من از خندهی چنگال شکسته شده است.
هوش مصنوعی: من به قدری ضعیف هستم که شب هنگام وقتی به خواب میرفتم، خواب خیال تو به سراغم میآمد و دستت که در خواب به من میرسید، نازک و لاغر بودنم را میشکند.
هوش مصنوعی: در اطرافِ معشوق، فضایی پر از پرهیزکاری و تقوا وجود دارد، اما تو که چشمهای زیبایت همچون نرگس است، چرا با حالتی مست و شاداب، مکان عبادت را به محلی شاد و شلوغ تبدیل کردهای؟
هوش مصنوعی: خوشی و رحمت خداوند بر یعقوب خان نازل شده که همچون سلیمان با قدرتی همچون اسکندر، بر مشکلات فائق آمده است.
هوش مصنوعی: حامی دین پیامبر کسی است که با نیکویی و محبت، سوزاندههای شراب و شیشه را بر سر رودخانه میگذارد و عهدی را که با او بسته، ارج مینهد.
هوش مصنوعی: باد به لاله گفت که باید از چیزهایی دوری کنی؛ اما لاله به این نصیحت توجه نکرد و در نهایت با تمام وجودش دچار درد و آسیب شد.
هوش مصنوعی: عجبی ندارد اگر با نفسهای او، گلی خشک دوباره جوان شود، چون اگر برگی از دفتر بشکند، طراوت آن نیز ممکن است زنده شود.
هوش مصنوعی: تاجوری که عشق و محبتش مانند یک زخم عمیق بر جان من نشسته، در دست سرنوشت مانند گل لاله در حال تلاشی و افتادن است.
هوش مصنوعی: هر کسی که نام او را روی سکه نزنند، آن سکه بیارزش میشود و هر کسی که به او نپردازد، پای منبرش خراب میشود.
هوش مصنوعی: بسیار بخشندگی و خوبی باعث شده که ارزش جواهر و طلا کاهش یابد و دیگر چیزی از ارزش طلا باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: بخت او در اوج خود است و عظمت پادشاهی جم را به چالش کشیده و پرچم پیروزیاش را بر افراشته و سپاه سنجر را شکست داده است.
هوش مصنوعی: زهره، ستارهای در آسمان که نورش شبیه به شیر است، با قدرت خود صفوف دشمنان را پاره کرد و مهرههای زمین را شکست.
هوش مصنوعی: غیرت دینی که خلیل (ابراهیم) دارد، نشاندهنده قدرت و عظمت ایمان اوست. هر جا که حقیقت و معنای این دین خود را نشان دهد، نماد و نشانههای نادرستی که به آزر (پدر ابراهیم) مربوط میشود، مورد تخریب و نقد قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دل من به نور چهرهات روشن است و همچون جام جم که نمایشگر زیباییهاست، دل من هم در آینه تو شکسته و عاشقانه میدرخشد.
هوش مصنوعی: خوشبختی تو بر روی زمین به خاطر لطف خداوند به دست آمده است و نیروی تو در برابر دشمنان به برکت حیدر (علی) نیرومند است.
هوش مصنوعی: اگر روزی سنگی از پای اسب تو پرتاب شود و بر سر پادشاهی بیفتد، تاج امپراتور هم خواهد شکست.
هوش مصنوعی: وقتی شمشیر چون آب به میدان جنگ جاری شود، به قدری که روز قیامت آتش دوزخ را به وجود میآورد و شور و قدرت محشر را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: هرچند که کنترل تو به آرزوی بادها بستگی دارد، اما اسب تو این آرزو را در دل طوفان شکست.
هوش مصنوعی: تیر تو همانند حرف کاف، آسمان را میشکافد و شمشیر تو مانند لاله، بدن دو معشوق را به دو نیم میکند.
هوش مصنوعی: چتر مه به دلیل سرزنشهایی که از چتر تو دریافت کرده، در نهایت مثل ماه نو، حلقهاش را شکست.
هوش مصنوعی: نقش نگینی که تو داری، مانند ماهی است که با زیباییاش نور را جذب میکند. مهر و دوستی آن کسی که غیرت دارد، به راحتی شکسته میشود.
هوش مصنوعی: حاکم با عدالت و محبت خود، دست ستمکش را گرفت و با قاطعیت، بیعدالتیها را کنار زد و ستمگر را شکست.
هوش مصنوعی: نعمت و محبت تو به حدی وسیع و عمیق است که مانند دریا به شمار میآید، و ماهیهای آن، نشانه آرامش و امنیت در آن هستند. از سوی دیگر، خشم و قهر تو به قدری پرتوان و قوی است که میتواند حتی قلبی را که از سختی و استقامت مانند سمندر است، بشکند.
هوش مصنوعی: دشمن تو را مانند گلی شکست خورده میبیند، در حالی که تمام زشتيها و مشکلات او مانند دانههای درشت و زیبای شبنم است، و خشم او همانند ضربهای است که به روی سر غنچهای سرخ میزند و آن را میشکند.
هوش مصنوعی: توفانی ناگهانی بر دشمن ضربه زد و او را بیفایده از بین برد. بگذرد زمانی سریع که به خاطر آن باغها و گلها بیثمر و آسیبپذیر خواهند شد.
هوش مصنوعی: در روز نبرد، دشمن تو با تیرش توانست تا دستش را به تیغ بزند و در نتیجه دسته خنجرش شکست.
هوش مصنوعی: باغ قدرت زیباییهایی را ندید و بهدنبال مقام و موقعیتی نرفت. پرندهی جانم با وجود اینکه تلاش زیادی کرد، اما نتوانست به آرزوهایش برسد و در نهایت با شکست مواجه شد.
هوش مصنوعی: به زودی این شعر را دوباره بشنو که از دنیای شیرین خلاقیت طوطی، طعم شکرین دیگری به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: دشمنانم دیروز با تمام توان و دل و دستشان به من آسیب زدند، اما من با تلاش و ارادهام در نهایت بر آنها غلبه کردم و پیروز شدم.
هوش مصنوعی: تا آنجایی که آن شخص مست و دلربا قصد دارد، با شتاب خود را مرتب کرده و تلاش میکند که بر روی سرش کلاهی بیندازد.
هوش مصنوعی: بخت من بیشتر از این نیست که به وصال تو برسم. در مسیر عشق، خار و خاشاک زیادی وجود دارد و تمام این دردهایی که تحمل کردهام، باعث شده است که زخمهایم زیاد شود.
هوش مصنوعی: آه، پایه و اساس زهد و پرهیزکاری با زیباییهای فریبنده و ناز و عشوه از بین رفته است. وای بر ما که اصول دین و اعتقادات پاک به خاطر نیرنگها و جلوههای دنیا دچار آسیب و شکست شدهاند.
هوش مصنوعی: من از بدیها و بیمهریهای تو خوشحالم، زیرا لیلی با محبت خود به همه دلهای دلباخته، دلهای شکسته را میدهد و آنها را تسلی میبخشد.
هوش مصنوعی: نگاه کن که در نهایت، آن لب شیرین و دلربا زندگیام را به کام مرگ کشید و آبی که منبع حیات بود را همچون چشمه کوثر، از من گرفت.
هوش مصنوعی: دل ما از عشق تو شکوفا و آباد بود، اما اکنون خراب شده است. تو، ای بنیانگذار، کشور ما را ویران کردی.
هوش مصنوعی: تویی که با موهای ژولیده و آشفتهات، قلب و دل مرا به زانو درآوردهای. مانند سپاهیان شکستخوردهای که در برابر زنگ و صدای پادشاه مظفر ایستادهاند.
هوش مصنوعی: این جواهر همانند آفتاب در برابر تو روشن است، زیرا آن زیبایی که به آسمانها میبخشد، از ارزش و زیبایی خاصی برخوردار است.
هوش مصنوعی: سلمان نمیتواند از انوری پیروی کند، چرا که انوری با بازی با قافیه، مسیر را به هم میریزد و نظم را لبریز میسازد.
هوش مصنوعی: من زمانی که پرچم خورشید را برافراشتم، نظم و زیبایی کوکبه انوری مانند مهی درخشان در هم شکست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو برتری و ارزش اهلی را بالا ببری، زمانه دانش و هنر بیان را تحت تاثیر قرار میدهد و به سخنوری آسیب میزند.
هوش مصنوعی: اگر داستان دعایت دوباره تکرار نشود، من دعا میکنم، حتی اگر شکرگزاری من باعث شود قند بارها و بارها بشکند.
هوش مصنوعی: هر روز از زیبایی و جذابیت رخ تو، مانند شمعی در آتش، مشتاق دیدار و عطر شامت هستم و لحظه به لحظه این اشتیاق بیشتر میشود، مانند ماهی که در آسمان غروب میزند.
هوش مصنوعی: روز تو مبارک باشد و در کارهایت همه چیز به خوبی پیش برود و هیچ مانعی در راهت وجود نداشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوش لب لعل تو قیمت شکر شکست
چین سر زلف تو رونق عنبر شکست
نوبت خوبی بزن هین که سپاه خطت
کشور دیگر گشاد لشکر دیگر شکست
نسخهٔ زلف تو برد آنکه بر اطراف صبح
[...]
چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
رونق کافور شد قیمت گوهر شکست
بر مه تابان او ابروی همچون هلال
پرده مانی درید خامه آذر شکست
تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان
[...]
سرو گل اندام من طرف کله برشکست
کاکل او بر سمن غالیه تر شکست
نافه گشا شد نسیم از گره زلف او
رونق سنبل ببرد قیمت عنبر شکست
بررخ پر گردم اشک از دل آزرده رفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.