زهرمز چو پیروز دل شاد شد
روانش ز اندیشه آزاد شد
بیامد به تخت مهی بر نشست
همان دست کهتر برادر به دست
یکی خشک سالی بیامد پدید
که کس در جهان روی سیری ندید
به هامون درآمد شه نام دار
همی خواست از دادگر زینهار
چو زین گونه شد شاه با آفرین
بیامد یکی ابر در فرودین
همی در ببارید بر خاک خشک
همی آمد از بوستان بوی مشک
چو پیروز ازین روز تنگی برست
یکی شارسان کرد جای نشست
که یادان فیروز بد نام او
از آن جا برآمد همه کار او
در این روز گویند پیروز رام
که پیروز آن جا بشد شادکام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، پس از پیروزی زهرمز، دل او شاد شده و از اندیشههای ناراحت کننده آزاد میشود. او بر تخت مینشیند و در حالی که خشکسالی در جهان حاکم است، به امید کمک از دادگر به هامون میرود. به دنبال درخواستهای او، ابرهایی در فرودین میآید و باران میبارد، که این باران بوی خوشی از بوستان به همراه دارد. زهرمز از این روز سخت رهایی مییابد و به شادی و آرامش میرسد. در پایان، او پیروز میشود و خوشحال به سراغ کارهایش میرود.
هوش مصنوعی: زمانی که زهرمز پیروز شد، دلش شاد گردید و روحش از نگرانیها رها شد.
هوش مصنوعی: به تخت نشستهای به زیبایی، همان دستی که برادرش را به گودالی فرستاده بود.
هوش مصنوعی: یک سال سخت و خشک به وجود آمد که هیچ کس در جهان روی خوشی و فراوانی را ندید.
هوش مصنوعی: به دشت هامون وارد شد، شاه بزرگوار در پی آن بود که از داور عادل درخواست کمک کند.
هوش مصنوعی: پس از آنکه شاه اینگونه مورد ستایش قرار گرفت، ابر بزرگی در فصل بهار به سمت زمین نازل شد.
هوش مصنوعی: باران بر زمین خشک میبارد و از باغ بوی خوش مشک به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی از این روز سخت و دشوار پیروز شد، جایگاه و مقام خود را دوباره تثبیت کرد.
هوش مصنوعی: یاد دوست بدحال او باعث شد که همه کارهایش از آنجا شروع شود.
هوش مصنوعی: در این روز میگویند که پیروز، رام شده و در آنجا خوشحال است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.