لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ادیب الممالک

ایا نسیم صبا با وزیر داخله گوی

که ای فکنده به گیتی ز دانش آوازه

از آن پس که پراکنده گشت دفتر ملک

ز فکر روشن پاک تو یافت شیرازه

رهی به بارگهت قطعه ای فرستادم

که یافت روی عروس سخن،از آن غازه

برای پاسخ آن قطعه دیرگاهی شد

که تو به غفلتی ای خواجه، من به خمیازه

کنون به علت تأخیر آن جواب مرا

رسیده است به خاطر حکایتی تازه

گمان مکن که رهی نیزه را نموده شلال

که سیم و زر برد از همتت به اندازه

ولی ز لطف تو خواهم سوارکاری گشت

که رام باشد چون بر بلوچ جمازه

دلت خزانه سر باد و سینه گنج گهر

تن عدوت بدار و سرش به دروازه

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظام قاری

خوشست جامه بریدن برون زاندازه

برآمدن زقدک پاره کردن آوازه

چه دلکشست بدامن سجیف و گنج درست

چه طرفه است بدان چاک جامه شیرازه

بترک طاقیه گفتم که برگ گل ماند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه