به حق تاج فلک سای شاه مهر سریر
به جود حضرت اقدس به اقتدار وزیر
به لطف و مرحمت و جود خان حاکم راد
به بندگان سرایش که در زمانه امیر
که سوختم ز ستمهای دشمنان دغل
به جان رسیدم از سعی مفسدان شریر
دو دشمن است مرا و ایندو دانشست و نسب
که گشته یاس از ایشان مرا گریبان گیر
توئی چو چوپان ما همچو گله ایم تمام
سگ تو باشد یارو که هست کلب کبیر
کنون که گرگ ز بیم تو با غنم سازد
بیا برای خدا این سگ از میان برگیر
عجب سگی که به تزویر و روبهی خواهد
نژاد شیر خدا را همی کند نخجیر
منم ز آل پیمبر که حضرت متعال
به مدح ایشان فرمود آیه تطهیر
مقرری مرا می بری نمی ترسی
مقرریت ببرد خدا بدین تقصیر
اگر بدانش نازی نباشدت یک جو
خلاف منکه ثناخوانم اعشی است و جریر
اگر بمال پدر غره ای یهودان را
فزون تر است ز تو روز یورو اکسیر
وگر بنام پدر فخر میکنی مؤذن
مدیح جد مرا گوید از پی تکبیر
منم بصدق جگرگوشه رسول خدا
منم سلیل خداوندگار روز غدیر
منم ز آل پیمبر که حضرت متعال
به مدح ایشان فرمود آیه تطهیر
ز خان حاکم ار می نبودیم حرمت
در این شهور حرام برکشیدمی شمشیر
فروفکند میت از فراز مسند حکم
چنانکه حضرت پیغمبر از حرم تصویر
ازین خر خرف بی زبان گیج نفهم
خدا گواست که از عمر خویش گشتم سیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و رنجی است که شاعر از ستم و بدرفتاری دشمنان و مفسدان در زندگی خود احساس میکند. شاعر به حقایق زندگی و جایگاه خود از جمله نسب و دانشش اشاره میکند و میگوید که به رغم این ویژگیها با مشکلاتی روبروست. او از حاکم و لطف و قدرت او نیز یاد میکند و از او میخواهد که از ستمهایی که بر بندگانش میرود، جلوگیری کند. شاعر خود را از نسل پیامبر میداند و در پی اثبات عظمت و شرافت خود است و همچنین به انتقاد از کسانی میپردازد که به نام بزرگان فخر میفروشند. در نهایت، او خواستار عدالت و حقگویی است و نشان میدهد که از زندگی خسته شده و به دنبال تغییر است.
هوش مصنوعی: به درستی تاج آسمان، سایهی پادشاهی است که به خاطر بخشندگی و قدرت وزیرش از عظمت برخوردار است.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به بخشش و سخاوت حاکم دارد و میگوید که لطف و مهربانی او باعث میشود که بندگان و زیر دستانش در زمان حاکمیت او در آسایش و رفاه زندگی کنند.
هوش مصنوعی: من از ظلم و ستم دشمنان فریبکار به شدت رنج میبرم و از تلاشهای افراد بدخواه به جایی رسیدهام که جانم به لبم رسیده است.
هوش مصنوعی: دو دشمن دارم و آنها علم و نسب هستند که وجودشان باعث ناامیدی من شده و مرا به دردسر انداختهاند.
هوش مصنوعی: تو مانند چوپان ما هستی و ما همه مانند گوسفندانی هستیم که به تو وابستهایم. دوست ما همانی است که به تو خدمت میکند و مانند سگ وفاداری است که به چوپان کمک میکند.
هوش مصنوعی: اکنون که گرگ از ترس تو با گوسفندان کنار آمده است، بیا و برای خدا این سگ را از بین ببر.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی به رفتارهای نادرست و فریبکارانه اشاره دارد. فردی که به دنبال نژاد و ریشهای والا و با ارزش است، اما خود از روشهای ناپسند و تزویر استفاده میکند. به عبارتی، او در تلاش است تا از طریق فریب و نیرنگ، به خواستههای خود برسد و حتی به شکلی به سراغ چیزهایی بزرگ و با عظمت میرود، اما این عمل او به هیچ وجه شایسته نیست.
هوش مصنوعی: من از نسل پیامبر هستم که خداوند به بهترین شکل درباره ایشان سخن گفته و در آیه تطهیر به پاکی آنها اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: شما با رفتن به این مقرری، احساس نگرانی نمیکنید که ممکن است آن را از دست بدهید. خدا به خاطر این اشتباه شما را مجازات کند.
هوش مصنوعی: اگر در دانش خود به خودپسندی نرسیدهای، یک مقدار هم که شده، من را ستایش کن؛ زیرا شاعران معروفی مثل اعشی و جریر نیز به من توجه دارند.
هوش مصنوعی: اگر شما به پدر خود افتخار کنید و به او ببالید، بدانید که یهودیان بیشتر از شما به این روز و ثروت خود اهمیت میدهند.
هوش مصنوعی: اگر به نام پدرت مغرور هستی، پس مؤذنی که در هنگام اذان، ستایش جد من را میخواند، از پس بزرگداشت خداوند هم برمیآید.
هوش مصنوعی: من با صداقت همان فرزند عزیز پیامبر خدا هستم و به راستی من همسایه خداوند در روز غدیر هستم.
هوش مصنوعی: من از نسل پیامبر(ص) هستم که خداوند در مورد شان، آیه تطهیر را نازل فرمود.
هوش مصنوعی: اگر رابطهای با حاکم نداشتیم، حرمت این ماههای حرام را زیر پا میگذاشتم و شمشیر به دست میگرفتم.
هوش مصنوعی: جسم مرده را از بالای جایگاه داوری به بیرون میافکنند، همانطور که پیامبر از مکان مقدس خود به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: زندگی برای من همچون یک خر بیزبان و گیج شده است و از این وضعیت خستهام. به گونهای احساس میکنم که از عمرم به تمام رسیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع
همی بدادی تا در ولی نماند فقیر
بسا کسا که برهست و فرخشه بر خوانش
بسا کسا که جوین نان همی نیابد سیر
مبادرت کن و خامش مباش چندینا
[...]
نگر به لاله و طبع بهار رنگ پذیر
یکی برنگ عقیق و دگر ببوی عبیر
چو جعد زلف بتان شاخهای بید و خوید
یکی همه زره است و دگر همه زنجیر
درخت و دشت مگر خواستند خلعت زا بر
[...]
بتی که راستی از قد او رباید تیر
بتیر غمزه ز گردون فرود آرد تیر
نه سیب سرخ بود با رخان او مر مهر
نه با درنگ بود چون رخان من مه تیر
ز خواب دیده پر آب من ندارد بهر
[...]
بهست قامت و دیدار آن بت کشمیر
یکی ز سرو بلند و یکی ز بدر منیر
بتی که هست رخ و زلف او به رنگ و به بوی
یکی شبیه عقیق و یکی بسان عبیر
دل و برش به چه ماند به سختی و نرمی
[...]
عمید دولت عالی و خاص مجلس میر
امین گنج شه و حمل بخش حمله پذیر
نهاده روی ز حضرت بدین دیار به غزو
به طالعی که قضا روبود به فتح بشیر
گشاده حشمت او دست عدل بر عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.