آفتاب آمد سریر آسمان را پادشاه
اختران همچون سپاهند و سپهسالار ماه
ماه اگر در شب نتابد کس ز نور اختران
کی تواند ساخت محفل کی تواند جست راه
گفت تهمورث که باشد شه شاهینی قوی
شهپرش میدان سپهسالار و چنگالش سپاه
نیز باشد ملک چون کشتی سپاهش بادبان
ناخدا آمد در این کشتی سپهسالار شاه
تکیه گاه کشتی اندر بحر شد بر بادبان
لیک هوشی ناخدا بر بادبان شد تکیه گاه
گر نباشد بادبان کشتی فرو ماند ز سیر
ور نباشد ناخدا در آب نتواند شناه
این مثلها را بدان آوردمت کاری پدید
حجتی قاطع که در اثباتش ایزد شد گواه
مرد باید بهر کار ایدون نه کار از بهرمرد
هم کله باید برای سر نه سر بهر کلاه
کاروان را پیشوا باید کسی کاندر طریق
صادق از سارق شناسد طرف راه از ژرف چاه
ورنه در بیغوله غول آن کاروان یغما کند
یا شود در رود غرقه یا بچاه اندر تباه
در سپه باید سپهسالار کارآگاه خواست
هم بدین سان ملک را باید وزیری نیکخواه
بی سپهسالار نتوان کار لشکر راست کرد
بی وزیر ایدون نشاید داشت کشور را نگاه
زین سبب ایزد زمام لشکر و کشور سپرد
بر امیری کاردان بر آصفی با فر و جاه
صدر دستوران سپهسالار اعظم کو دمید
در تن این مملکت روحی ز نو روحی فداه
ای خداوندی که بر مسکین و عاصی از کرم
هم ببخشی زر و گوهر هم ببخشائی گناه
هم توئی سالار سالاران شه در کارزار
هم توئی دستور دستوران شه در بارگاه
هر که خواند مر ترا همسنگ این نامردمان
ناروا قولی فرا آورد افضی الله فاه
تو مهی آنان ستاره تو زری آنان نحاس
تو دری آنان خزف تو لاله آنان گیاه
تو چه سیمرغی که نخجیرت همه پیل است و شیر
لیک می بینم رقیبان ترا بی اشتباه
همچو غازانند از دشت آمده در آبگیر
خلق را ز آغاز غاز افکنده اندر قاه قاه
خوانده خود را از عظام اما عظامی بس رمیم
گشته با شوکت ز شوک قنفذو خار عضاه
آنک نشنیده است گوشش بانک کوس اندر نبرد
وآنکه ناورده است تیغش جوی خون ز آوردگاه
چون دهد سامان بکار لشکر و کشور که نیست
نه ز زشتی انفعالش نز تباهی انتباه
شخص آنکه چون کند آیینه را کش نیست چشم
مرد عنین کی برد دوشیزه را کش نیست باه
طبل پنهان چون زنم کز گر سیاره بود
کشتی این مملکت بی ناخدا از دیرگاه
تالی جزار و سلاخ است نی شمشیر زن
کز سنانش در بنان بینی شفا و اندر شفاه
پیکر این ملک عور وگنج خالی از درم
پایها مانده تهی از موزه سرها از کلاه
چون تو گشتی باغبان در باغ ما فی الفور گشت
باغ سرسبز از ریاضی نهر سرشار از میاه
از نظام ملک و سامان سپاه و دفع خصم
کس نیارد در سه قرن آنرا که کردی در دو ماه
پارها ار دوختی با سوزن تدبیر و رای
خصم را کردی بسان رشته در سوزن دو تاه
اندرین کشتی بسان نوح گشتی ناخدا
چون ترا فضل خدا شد یار و تایید آله
کار دولت راست فرمودی بدین حال نژند
درد ملت ساختی درمان بدین روز سیاه
کشوری را امنیت دادی و ملکت را نظام
لشکری را برگ آوردی رعیت را رفاه
زین عجبتر کانچه با شمشیر بستانی ز خصم
هم بتدبیرش برای دوستان داری نگاه
این وزیرانی که فرمودی ز حکمت انتخاب
هر یکی را برتر از خورشید و مه شد پایگاه
ویژه در عدلیه کز داد علاء الملک راد
وارهید از بند بیداد محاکم دادخواه
فرخا سردار منصور آنکه از انوار فضل
او چو خورشید است و ایوان وزارت صبحگاه
کو سپهداری بگیتی همچو سردار کبیر
هم نگهدار سپه هم پاسبان بر تخت و گاه
وان وزیران دگر هر یک ز فکر افروختند
در شب تاری چراغ روشن اندر شاهراه
دولت و اقبال را پیوسته اندر اکتناف
دانش و فرهنگ را همواره اندر اکتناه
تو ز عالم برتری زان رو که اعیان و وجوه
بر درت سایند از طاعت نواحل یا جباه
داورا دانی که من هرگز نگفتم مدح کس
کز مدیح خلق گردد پیل مور و کوه کاه
لیک از مدح تو دارم حرزها بیحد و مر
وز دعایت بسته ام تعویذها بیگاه و گاه
این توئی در مرز رستمدار صد رستم بیار
وین منم اندر فراهان همچو بونصر از فراه
تو بدو معنی ولی من با دو معنی صادقم
یا ولی الصادقین ما را توئی پشت و پناه
گر نگاهی گاه و بیگاه افکنی بر بنده ات
عمر جاویدان دهی مر بنده را از یک نگاه
اعظم ارکان ایران خوانمت چونان که هست
اعظم ارکان ایمان در بر یزدان صلوه
تا نوای بلبل آید در بهار از چار فصل
تا سرود زایل آید از نوا در چارگاه
طره مشکین ببوی و بذله شیرین بگوی
دلبر سیمین بجوی و ساغر زرین بخواه
راهبت در دیر شاکر زاهد اندر صومعه
حاجی اندر کعبه داعی عارف اندر خانقاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش خداوند و توصیف ویژگیهای یک پادشاه خوب و کارآمد میپردازد. شاعر به شباهتهای میان خورشید، ماه، و ستارگان اشاره میکند و درباره نیاز به رهبری کاردان در مملکت سخن میگوید. وی میفرماید که بدون ناخدا و بادبان، کشتی مملکت نمیتواند به راه خویش ادامه دهد و همچنین بدون وزیر نیکخواه، کشور نمیتواند به درستی اداره شود.
شاعر تأکید میکند که رهبری باید نیکوکار، دلسوز و با تدبیر باشد تا بتواند لشکر و کشور را حفظ کند. او به توفیقات یک پادشاه دلسوز اشاره میکند که با تدبیر و دانش خود امنیت و رفاه را برای مردمش به ارمغان آورده است. در پایان، شاعری بر اهمیت دعا و طلب بخشش و راهنمایی از خداوند تأکید میکند و از مقام و جایگاه والای رهبر و وزرا سخن میگوید.
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان طلوع کرده و مانند یک پادشاه بر فراز اختران قرار دارد، در حالی که ماه به عنوان فرمانده این سپاه ستارگان حضور دارد.
هوش مصنوعی: اگر ماه در شب نتابد، هیچکس نمیتواند با نور ستارهها تجمعی به وجود بیاورد و هیچکس نمیتواند راهی را پیدا کند.
هوش مصنوعی: تهمورث گفت که چه کسی میتواند شاهی باشد مثل شاهین، با قدرت و توانایی، که بالهایش میدان نبرد را مدیریت کند و چنگالهایش سربازان را رهبری کنند.
هوش مصنوعی: ای ملک، همانند یک کشتی است که سپاهش را مدیریت میکند. با این حال، ناخدای آن کشتی، سپهسالار شاه است.
هوش مصنوعی: کشتی در دریا به بادبانش تکیه کرده، اما اگر ناخدا هوشیار باشد، خود بادبان میتواند تکیهگاه خوبی باشد.
هوش مصنوعی: اگر بادبان کشتی نباشد، کشتی قادر به حرکت نخواهد بود و اگر ناخدا در دریا نباشد، شنا کردن نیز ممکن نیست.
هوش مصنوعی: این مثالها را برای تو آوردم تا دلیلی قوی و محکمی ارائه دهم که در تایید آن، خداوند خود شاهد است.
هوش مصنوعی: مرد باید برای انجام کارها از عقل و فکر خود استفاده کند، نه اینکه تنها به خاطر نقش و مسئولیت، کارها را بدون در نظر گرفتن هوش و تدبیر انجام دهد. همچنین، برای هر کاری نیاز به تناسب و هماهنگی وجود دارد؛ یعنی برای هر کاری باید از ابزار و وسایل مناسب استفاده کرد، که مشابه آن است که کلاه باید بر سر مناسب قرار گیرد.
هوش مصنوعی: برای هدایت کاروان، باید فردی آگاه و دلسوز وجود داشته باشد که بتواند در مسیر درست از موانع و خطرات شناسایی کند و راه صحیح را از مشکلات جدی تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: اگر اوضاع چنین باشد، ممکن است در جای خالی و دورافتادهای دزدیده شود، یا اینکه در رودخانه غرق گردد، یا به چاهی سقوط کند و نابود شود.
هوش مصنوعی: برای رهبری سپاه، باید فرماندهای آگاه و با درایت انتخاب شود، همچنین برای اداره کشور نیز نیاز به وزیری خوب و دلسوز وجود دارد.
هوش مصنوعی: برای موفقیت در امور نظامی و کشورداری، وجود رهبر و وزیر ضروری است. بدون یک فرمانده و مشاور توانمند، ادارهی امور و نگهداری از کشور ممکن نخواهد بود.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، خداوند فرماندهی لشکر و کشور را به دست امیری دانا و با تجربه به نام آصف سپرده است که دارای شکوه و مقام است.
هوش مصنوعی: فرمانده کل کشور با قدرت و ارادهای تازه، جان تازهای به این سرزمین بخشید. روحی که فدای اوست، نشان از عشق و dedication او به وطن دارد.
هوش مصنوعی: ای پروردگاری که به نیازمندان و گناهکاران هم عطا میکنی، آنگونه که نه تنها از کرمت بهرهمند میشوند، بلکه از زر و جواهر هم برخوردار میسازی.
هوش مصنوعی: تو هستی پیشوای بهترینها، در میدان نبرد و نیز فرمانده بزرگترها، در محفل و دربار.
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را با این نامردمان مقایسه کند، در واقع چیزی نادرست و بیاساس گفته است. خداوند با او مبارزه کند.
هوش مصنوعی: تو مانند ماه درمیان ستارهها هستی، و مانند طلا در میان مسها، مثل دریا در میان خاکها، شبیه گل لاله در میان گیاهان هستی.
هوش مصنوعی: تو چقدر بزرگ و شگفتانگیز هستی که شکارهای تو فقط از بزرگترین موجودات مانند فیل و شیر تشکیل شده است، اما من میبینم که رقبایت بدون خطا در پی تو هستند.
هوش مصنوعی: مانند غازانی که از دشت به سمت آبگیر آمدهاند، مردم را از ابتدا به خنده وا داشتهاند و در حال شادی و سرور هستند.
هوش مصنوعی: منظور این است که اگرچه انسان از لحاظ ظاهری به خود و اندامش افتخار میکند و خود را قوی و زیبا میداند، اما در واقعیت ممکن است درونش پر از درد و آسیب باشد، مانند موجودی که با وجود تزئینات ظاهری، در خود خاری و زهر را پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که صدای نواختن طبل نبرد را نشنیده است، و آن که هنوز شمشیرش در میدان جنگ به خون آغشته نشده، نمیتواند سختیها و دشواریهای جنگ را درک کند.
هوش مصنوعی: وقتی کار لشکر و کشور به سامان برسد، دیگر نه زشت است و نه موجب تباهی و خرابی.
هوش مصنوعی: شخصی که مانند یک آیینه شفاف و روشن است، نمیتواند چشمپوشی کند از مردی که توانایی باروری ندارد و نمیتواند به یک زن دوشیزه توجه کند.
هوش مصنوعی: هرگاه که صدای طبل را به گوش میرسانم، این کشتی کشور که در دل این فضا بوده، به مانند کشتیای است که بدون ناخدا در دریا سرگردان شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که در حقیقت، کسی که برش و جدایی ایجاد میکند، نه یک انسان جنگجو، بلکه یک هنرمند است که با دقت و مهارت خود میتواند باعث بهبود و درمان شود. او مانند یک جراح عمل میکند و هنر او در برش زدن میتواند به بهبودی و شفا منجر شود.
هوش مصنوعی: بدن این سرزمین آسیبدیده و گنجی که از ثروت خالی است، همچون بنایی که بر روی پای خود ایستاده، از سرها و کلاهها خالی شده است.
هوش مصنوعی: وقتی تو به عنوان باغبان در باغ ما حاضر شدی، ناگهان باغ به طرز چشمگیری سرسبز و زیبا شد و نهرها پر آب گردیدند.
هوش مصنوعی: در مدت سه قرن، کسی نمیتواند آنگونه که تو در دو ماه انجام دادی، نظام کشور و ترتیب سپاه و دفع دشمن را سامان دهد.
هوش مصنوعی: اگر دوختن کارها را با سوزن تدبیر انجام دهی، میتوانی تدبیر و نقشه دشمن را مانند رشتهای در سوزن جمع کنی.
هوش مصنوعی: در این کشتی که مانند کشتی نوح است، تو ناخدای آن شدی. هنگامی که خداوند به تو لطف و یاری عطا کرد، این مقام و مسئولیت به تو داده شد.
هوش مصنوعی: دولت به درستی عمل کرده است، اما حال ملت را triste و دردمند کرده و درمانی برای این روزهای تاریک نیافته است.
هوش مصنوعی: تو به کشور خود امنیت و آرامش بخشیدی و برای سرزمینت نظام و ساختار ایجاد کردی. همچنین به مردم خود رفاه و آسایش عطا کردی.
هوش مصنوعی: این عجیبتر است که تو با شمشیر و قدرت خود، دشمنان را تحت تدبیر و تدبیر قرار میدهی، اما به همان اندازه برای دوستانت نیز توجه و مراقبت داری.
هوش مصنوعی: این وزیرانی که دربارهشان صحبت کردی، به دلیل انتخاب حکیمانهشان، هر یک از آنها از خورشید و ماه هم برتر محسوب میشوند و جایگاه بالایی دارند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در سیستم قضاوت، به ویژه در زمینه عدالت، از دادگستری الهام گرفته شده و با قدرت سرسختی علیه ظلم و بیعدالتی میجنگیم تا دادخواهی به حق انجام شود.
هوش مصنوعی: فرخا سردار منصور، شخصی است که نور و فضیلت او مانند خورشید میدرخشد و مقام وزارت او مانند سپیدهدمی روشن و دلپذیر است.
هوش مصنوعی: شخصی در دنیا وجود ندارد که مانند فرمانده بزرگ، هم نگهبان سپاه باشد و هم محافظ تخت و مکانهای مهم.
هوش مصنوعی: آن وزیران دیگر هر یک در دل خود اندیشهای روشن کردند و در شب تاریکی، چراغی روشن کردند در مسیر شاه.
هوش مصنوعی: شانس و سعادت همیشه در جستجوی دانش و علم است و فرهنگ نیز همیشه به دنبال آموزش و پرورش است.
هوش مصنوعی: تو در مقام و منزلت بالاتری قرار داری، زیرا شخصیتهای بزرگ و معروف به در خانهات احترام میگذارند و بر در تو خم میشوند.
هوش مصنوعی: ای دادرس، میدانی که من هیچگاه نگفتم که مدح و ستایش کسی باعث میشود که چیزهای بزرگ و مهم به چیزهای کوچک و ناچیز تبدیل شوند.
هوش مصنوعی: اما من به خاطر ستایش تو، دعاهایی بیپایان دارم و در هر زمان دعایت را چون تعویذهایی به همراه دارم.
هوش مصنوعی: تو در مرز رستگاری همچون صد قهرمان با قدرت ظاهر میشوی و من در شهر فراه، مانند فردی به نام بونصر، زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: تو خود به دو معنا هستی، اما من در گفتارم صداقت دارم. تو تنها پناه و یاری ما هستی.
هوش مصنوعی: اگر گاهی نگاهی به بندگانت بیندازی، میتوانی به او عمر جاودانهای ببخشی با یک نگاه.
هوش مصنوعی: تو را بزرگترین رکن ایران میدانم، همانگونه که بزرگترین رکن ایمان در نزد خداوند نیز هستی.
هوش مصنوعی: با آمدن بهار، صدای بلبل در فضا طنینانداز میشود و در این زمان دیگر صدای نوا و آهنگهای دیگر از بین میرود و فقط صدای دلنشین بلبل باقی میماند.
هوش مصنوعی: موهای سیاه و خوشبو را استشمام کن و از محبت شیرین صحبت کن. معشوق زیبا را جستجو کن و جام زرین را طلب کن.
هوش مصنوعی: راهبی در صومعه به شکرگزاری مشغول است، زاهدی در مکان عبادت خود زندگی میکند، حاجیای در کعبه در حال دعا و عبادت است و عارفی در خانقاه به悟 و معرفت میپردازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاه
نوبهار ملک و دین و آفتاب تخت و گاه
جز تو در عالم ندیدم نوبهاری با قبا
جز تو در گیتی ندیدم آفتابی با کلاه
دادْ دادن رسم توست و دادْدِه بِه شهریار
[...]
ای سپاه آرای سلطان جهان آرام شاه
کامرانی بر عدو فرمانروائی بر سپاه
تا سپاه است و جهانرا این و آنرا جز تو نیست
نی سپاه آرای سلطان نی جهان آرام شاه
آفتاب و سایه ای در ملک و گیتی ملک تست
[...]
مژده دولت را که باز آمد سوی اقلیم جاه
صاحب صاحبقران، در سایه ظل اله
بر سپهر افکنده سایه، در جهان گسترده عدل
هم جهانش زیر دست و هم سپهرش زیر گاه
آصف جمشید دین، جمشید شادروان فضل
[...]
باد میمون نهضت رایات شاه دین پناه
آنکه بر خلقش بحق کردست ایزد پادشاه
شاه دین پرور نظام دولت و ملت کز اوست
سربلند و پای برجا در جهان دیهیم و گاه
و آنکه شاه اختران دربندگی او کمر
[...]
ای ز خاک درگهت خضر آب حیوان یافته
عمر خضر و ملک اسکندر ز یزدان یافته
اختران از نعل شبرنگ تو افسر ساخته
و آسمان از دامن قدرت گریبان یافته
طوق فرمان ترا سلطان این پیروزه طاق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.