تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمیکردی
دریغا دم به دم درد و غمم افزون نمیکردی
مصیبتهای پی در پی دمادم گریه میخواهد
چه میکردم اگر هردم دلم را خون نمیکردی؟
مگو حسنی ندارم من، مکن خورشید را پنهان
اگر لیلی نمیبودی، مرا مجنون نمیکردی
تو می گفتی سگی از آستان خویش خواهم کرد
چرا امیدوارم مینمودی چون نمیکردی
ز رنگ زرد رازم فاش میشد گر به خون دل
دمادم چهرهام از خون اگر گلگون نمیکردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دردهایی که از جدایی و غم ناشی میشود صحبت میکند. او به معشوقهاش میگوید که هرگز از دلش نرفته و این غم او را آزار میدهد. شاعر به زیبایی عشق را توصیف میکند و میگوید اگر معشوقهاش نبود، هیچگاه مجنون نمیشد. همچنین، به ناامیدی ناشی از رفتارهای معشوقهاش اشاره میکند که او را به امید واهی کشانده است، در حالی که درد و رنج او ادامه دارد. او تأکید دارد که راز درونش از وضعیتش فاش میشود و اگر او نبود، شاید خیلی از این دردها را نمیکشید.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به شخصی اشاره میکند که همواره در فکر و یاد اوست. او میگوید: هرگز نتوانستهای که غم و ناراحتیام را از دل بیرون ببری و این جای تأسف دارد، زیرا هر لحظه درد و غمم بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: در برابر مشکلات و مصیبتهای مداوم، گریه و ابراز احساسات لازم است. اگر همیشه دلم را با درد و غم پر نمیکردی، نمیدانم چگونه میتوانستم با این دردها کنار بیایم.
هوش مصنوعی: نگو که من هیچ خوبی ندارم، زیرا نگذار که خورشید پنهان شود. اگر لیلی وجود نداشت، هرگز مجنون نمیشدم.
هوش مصنوعی: تو میگفتی که از درگاه خودم از تو پذیرایی میکنم، اما امیدوار بودم که این کار را انجام میدهی، در حالی که تو هرگز این کار را نکردی.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر قلب شکستهام چهرهام همیشه سرخ و گلگون بود، راز دلتنگیام که به خاطر رنگ زرد چهرهام فاش میشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.