گفتگویت میدهد یاد از عتاب تازهای
یار گویا دیده بهرم باز خواب تازهای
بر رخت بس بود از زلف پریشانت نقاب
از خط مشکین چرا بستی نقاب تازهای
شب بود آبستن خورشید و خورشید رخت
باشد آبستن به شب مست آفتاب تازهای
خون عشاق قدیم ار میخوری دلشان بسوز
کین شراب تازه را باید کباب تازهای
هم تر و هم تازه است این شعر خواهم شاعری
کین زمین تازه را گوید جواب تازهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات و عواطف عاشقانه میپردازد. شاعر از یادآوری لحظات و عتابهای تازه صحبت میکند و به زیبایی چهره محبوب اشاره دارد. او به شب و روز و تغییرات آنها اشاره میکند و تأکید میکند که عشق و احساسات جدید همواره در حال تغییر و نو شدن هستند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که این آثار و احساسات نو باید با زندگی و زمین تازه ارتباط برقرار کنند.
هوش مصنوعی: گفتوگویی که داری، مرا به یاد یک ناراحتی تازه از سوی معشوق میاندازد، بهطوری که گویا او بعد از مدتی تازه چشمش به من افتاده و حالتی جدید دارد.
هوش مصنوعی: برای تو کافی است که زلف پریشان تو را ببینم، چرا بر روی خط زیبا و مشکیات نقاب تازهای کشیدهای؟
هوش مصنوعی: شب بود و خورشید در حال زاییدن بود، و خورشید نیز آماده بود که به شب در آید. شب تحت تأثیر زیبایی تازهای از آفتاب مست و سرشار بود.
هوش مصنوعی: اگر به عشق قدیمیها بیاحترامی کنی و به عشقشان آسیب برسانی، بدان که دلشان همچنان میسوزد. زیرا این عشق تازه، نیاز به توجه و مراقبت زیادی دارد و باید به خوبی از آن نگهداری کرد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی از ویژگیهای یک شعر تازه و نو سخن میگوید. شاعر میخواهد به این نکته اشاره کند که باید با دیدگاه جدید و نگرش تازه به دنیای اطراف نگاه کرد و در آثار شعری، همواره باید تازگی و طراوت وجود داشته باشد. به عبارتی، زمین تازه و تجربههای جدید، نیازمند پاسخها و شعرهای نو هستند که با روح زمان همخوانی داشته باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.