گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار
شکوفه بر فلک افکند از طرب دستار
گذشت آن که چنان گرم بود مجمر باغ
که سوختی شررش چون سپند جان هزار
رسید اینک فصلی که وقت آمدنش
ز بیم خشک کند پوست بر تن اشجار
رسید فصلی کز بیم حمله ی سرما
نخیزد از سر آتش به ضرب چون شرار
چنار دستی کز تاب وی برد به بغل
برون نیارد دیگر مگر به فصل بهار
بگو که آتش بهر چه سر به بالا کرد
اگر نخواهد زنهار از ایزد جبّار
کنون به مهر پناهنده خلق و مهر پناه
برد به سایه ی خورشید آسمان مقدار
سها ببیند در روز کور مادرزاد
بدان ضمیر منیر ار نماید استظهار
سفینه که درو مجمع معانی اوست
سفینه نیست که بحریست برد رز خار
بسی نماند که از آبداری شعرش
حباب وار شود نقطه اندر او سیار
زیمن عدلش عالم مرفه است چنان
که لاله زین پس بی داغ روید از گلزار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف گذر فصول و تغییرات طبیعی میپردازد. شاعر به دوران گذشته اشاره میکند که طبیعت در اوج زیبایی و سرسبزی بود، اما اکنون به فصل جدیدی رسیدهایم که نشانههای سرما و خشکی بر درختان مشخص است. او به نوعی از بیرحمی فصل سرما و آسیب آن به درختان و گیاهان میگوید و به تضاد بین گرمای گذشته و سرما و خشکی حال اشاره میکند. پایان شاعر امیدوارانه است و به آیندهای روشن با عدالت و زیبایی در طبیعت اشاره دارد که لالهها دیگر بدون داغ و زخم از خاک بیرون میآیند. بهطور کلی، شعر ترکیبی از حس نوستالژی و امید به آینده است.
هوش مصنوعی: زمانی گذشت که یک لاله زیبای سرخ در گلزار شکوفه میزد و شادیاش مانند دستاری بر آسمان افکنده میشد.
هوش مصنوعی: گذشت زمانی که آتش باغ به شدت شعلهور بود و جرقهاش مانند آتش جان هزاران انسان را سوزاند.
هوش مصنوعی: اینک زمانی فرارسیده که ترس از خشکی، پوست درختان را میسوزاند و آنها را در رنج میبرد.
هوش مصنوعی: فصل تازهای فرارسیده که دیگر به خاطر ترس از سردی هوا، شعلههای آتش خاموش نمیشوند و همچنان میسوزند مانند جرقههایی که به شدت میدرخشند.
هوش مصنوعی: درخت چناری که از گرما و تابش آفتاب شاخ و برگش را به سمت تابستان دارد، دیگر نمیتواند در خارج از فصل بهار، به همین حالت زیبا باقی بماند.
هوش مصنوعی: بگو چرا آتش به سوی آسمان میرود، اگر نمیخواهد از خداوند قدرتمند ترسیده باشد.
هوش مصنوعی: اکنون به محبت و مهربانی پناه میبرم و در سایهسار خورشید آسمان به آرامش میرسیم.
هوش مصنوعی: ستاره درخشان آسمان، حتی اگر در روز هم دیده نشود، میتواند به روشنی وجود درونی من اشاره کند.
هوش مصنوعی: کشتیای که در آن مجموعهای از معانی و مفاهیم نهفته است، مانند کشتیای نیست که فقط باری پر از خارهای سرخ را حمل کند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نخواهد گذشت که زیبایی شعرش همانند حبابی ناپایدار و بیثبات خواهد شد و درون او را مسخره میکند.
هوش مصنوعی: با برقراری عدالت در زمین، زندگی انسانها به رفاه میرسد، همانطور که لالهها بدون نقص و عیب از باغ گل میرویند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
هر آینه چو همه میخورد گل آرد بار
به زلف کژ ولیکن به قد و قامت راست
به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار
مدیح تا به بر من رسید عریان بود
ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار
چنین نماید شمشیر خسروان آثار
چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار
به تیغ شاه نگر، نامهٔ گذشته مخوان
که راستگویتر از نامه تیغ او بسیار
چو مرد بر هنر خویش ایمنی دارد
[...]
قوی کننده دین محمد مختار
یمین دولت محمود قاهر کفار
چو بازگشت به پیروزی از در قنوج
مظفر وظفر و فتح بر یمین و یسار
هنوز رایتش از گرد راه چون نسرین
[...]
فغان ز دست ستمهای گنبد دوار
فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار
چه اعتبار بر این اختران نامعلوم
چه اعتماد بر این روزگار ناهموار
جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.