باد نوروز آمد و آورد بوی یاسمین
بهر رقص آمد برون دست چنار از آستین
نرگس مخمور در صحن چمن زین خرمی
کوفت چندان تا که تا زانو فروشد در زمین
سوسن آزاده را گل دوش می گفت آفتاب
در بدن خونش به جوش آمد زبس کاشفت ازین
در دل آب از خیال روی گل پیدا نشد
خویشتن را از چه رو بر خاک می مالد جبین
با چمن زد لاف از عکس ریاحین هر سحر
زین سبب در آب می بندند فردوس برین
سرخ شد گل با بنفشه در عتاب آمد مگر
گرچه می پوشد لباس تیره در فصل چنین
نه غلط گفتم که حجاب سرای شاه دین
راه در مجلس ندانددش جمل گردید ازین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با آمدن بهار و جلوههای زیبایی از طبیعت آغاز میشود. باد نوروز بوی یاسمن را به ارمغان میآورد و درختان به شکوفایی و رقص میپردازند. نرگس در چمن غرق شادی است و گلها به زیبایی به هم میبالند. آفتاب با سوسن صحبت میکند و اثرات زندگی در گیاهان و طبیعت بسیار واضح است. شاعر به دلائل مختلفی به زیباییها و حجاب طبیعت اشاره میکند و در نهایت به مسائل عرفانی و معنوی پرداخته و تأکید میکند که نباید محتوای واقعی و معنوی را نادیده گرفت. این شعر جلوهای از زیباییهای بهار و تفکر عمیق درباره زندگی و طبیعت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بهار با خود عطر خوش یاسمین را به ارمغان آورده و در این فصل شاداب، درخت چنار دستش را از آستین بیرون آورده و آمادهی رقص و شادی است.
هوش مصنوعی: نرگس مست در باغ چمن به قدری از خوشحالی رقصید که سرانجام به زمین نزدیک شد و تا زانو در آن فرو رفت.
هوش مصنوعی: سوسن آزاد به گل گفت که آفتاب در بدنش باعث شده خونش به جوش بیاید، چون خیلی از این موضوع ناراحت و عصبانی بود.
هوش مصنوعی: در دل آب، به دلیل خیال زیبایی گل، نتوانست وجود خود را پیدا کند. پس چرا جلوی زمین، پیشانیاش را میساید؟
هوش مصنوعی: در هر صبح، گلها با زیبایی و خوشبویی خود به دنیا ناز میکنند و به همین دلیل، به آبهایی که در بهشت جاری است، اشاره میشود که به خاطر این زیباییها، شبیه به فردوس هستند.
هوش مصنوعی: گل به خاطر رفتار بنفشه رنگش تغییر کرد و با او درگیر شد، حتی اگر بنفشه در این فصل با لباس تیرهای خود را پنهان کرده باشد.
هوش مصنوعی: من به اشتباه نگفتم که حجاب و پوشش معبد ایمان در مجلس به هیچ کس نشان داده نمیشود و همه از این موضوع آگاه شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.