شاها چو فلک عُلسو رای تو نداشت
پایاب ستیزه جفای تو نداشت
با پای تو گرچه شد بسی دست آویز
هم دست بداشت زانک پای تو نداشت
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
شاها چو فلک عُلسو رای تو نداشت
پایاب ستیزه جفای تو نداشت
با پای تو گرچه شد بسی دست آویز
هم دست بداشت زانک پای تو نداشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیتها به توصیف قدرت و ویژگیهای خاص شاهان میپردازد. شاعر اشاره میکند که زمانه و دنیا (فلک) از نظر ویژگیها و قدرت، نمیتوانند همتای شاه باشند. همچنین، اگرچه پای شاه باعث دستاویز شدن دیگران شده، اما خود او از این پای بلند بهرهای نمیگیرد و در واقع، از آن قدرت و ویژگی خود به خوبی استفاده نمیکند. در کل، شعر به نوعی ناچاری و عدم توازن قدرت در روابط اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای شاه! آسمان هم نمیتواند برتری و رأی تو را تحمل کند و در برابر ستیزهجوییها و بیوفاییهایت، هیچ مانعی نمیتواند پایدار بماند.
هوش مصنوعی: اگرچه پای تو وسیلهای برای به دام انداختن من شده، اما من نیز دست از تو نمیکشم زیرا تو پای من را نداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل خون کن اگر سَرِ بلای تو نداشت
جان بر هم سوز اگر وفای تو نداشت
گرچه دل و جان هیچ سزای تو نداشت
کفرست همی هرچه برای تو نداشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.