ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر
طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری
چون جگر میخورم از من جگری باز مگیر
شب امید مرا،روز دلفروز تویی
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و دلتنگی شاعر است. شاعر از محبوب خود میخواهد که محبت و توجهش را از او نگیرد، زیرا او دچار کمبود عشق و امید است. او به نوعی احساس اسارت در برابر عشق را توصیف میکند و از محبوبش میخواهد که از او جدا نشود و به زندگیاش ادامه دهد. استفاده از تصاویر مثل "طوطی در قفس" و "سگ قصاب" نشاندهنده درد و رنجی است که شاعر از فقدان عشق احساس میکند. در نهایت، او به زندگی و وجود محبوبش وابسته است و به شدت نیازمند حضور اوست.
هوش مصنوعی: ای استاد عزیز، لطفاً دوباره به من نگاه نکن و محبتهای خود را از من دریغ مفرما! طوطی من در قفس است و دیگر نمیتواند از من شکری بگوید.
هوش مصنوعی: من همچون سگی هستم که از دست قصاب زخمی شدهام و دردی عمیق در وجودم حس میکنم. چون جگر را میخورم، تو نیز از من جگری نخواهی گرفت و به من آسیب نزن.
هوش مصنوعی: در شب امید من، تو نوری فرحبخش در روز هستی. لطفاً روز و نسیم صبحگاهی را از من نگیری.
هوش مصنوعی: اگر من از دنیای تو جدا شوم، دیگر بین ما رابطهای نخواهد بود. بنابراین تو نیز به امید دیگری از من فاصله نگیر.
هوش مصنوعی: ای تویی که من به خاطر تو زندهام و جانم به تو وابسته است، ای ظهیر! تو که آوازهدانان را به گلشکرت میخوانی، نمیتوانی از درمانکنندگانت دور بمانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.