گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ظهیر فاریابی

دی بر ورقی که آن ز اشعار من است

جانی دیدم که آن نه گفتار من است

دل گفت قلم تراش بر گیرو بکن !

گفتم آری کندن جان کار من است!

مجد همگر

زانجا که فریب طبع دلدار من است

می گفت وفا و مهر تو کار من است

گفتم باری تو دعوی مهر مکن

کاین قاعده دل وفادار من است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه