قربانت شوم عجب پیمان و پیوندی کردم و عجب ایمان و سوگندی خوردم، بر عقل من ماشاالله، مصرع: گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی. باز از سرکار شما به قنبرک بازی و چنبرک سازی جبران گناه و چاره روی سیاه توان کرد. پیش مخدومی میرزا حبیب الله چه حیلت بازم و کدام وسیلت سازم؟مشتم وا شد و پشتم از بار خجلت دو تا. خدا روی دشمن های تازه را سیاه کند که ما را از ملاقات یاران نو کهن بازداشت، و به نقض پیمان افسانه هر انجمن ساخت. ترا به امام حسین از میرزا عذرخواهی کن و بر گرفتاری و پریشانی من گواهی ده. زیاده حاجت جسارت و تمهید مرارت نیست.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، گوینده از پیمان و عهدی که بسته نالان است و بیان میکند که به دنبال جبران گناهان و رفع مشکلاتش میباشد. او از احساس خجلت و ناامیدی خود سخن میگوید و به یاد یاران قدیمش افتاده که دیگر نمیتواند آنها را ملاقات کند. همچنین از طرفی از کسی به نام میرزا حبیب الله میخواهد تا به او عذرخواهی کند و در مورد مشکلات و پریشانیش گواهی دهد. در نهایت، او بر این عقیده است که نیازی به جسارت و تدبیر خاص نیست تا از این وضعیت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: عزیزم، چه پیمان عجیبی بستم و چه ایمان محکم و سوگندی خوردم. عقل من هم در این موضوع حیران است. گفتهام که حتی اگر نقابی بسازند و خود را پنهان کنند، با این حال ما در تلاش برای جبران اشتباهاتمان خواهیم بود. حالا از شما میپرسم که برای بازگشت به آغوش دوستان قدیمی چه تدبیری باید بیندیشم؟ من به شدت شرمندهام و حالم خوب نیست. دعا میکنم که دشمنان جدید زیبایی دوستان قدیمیام را از من دور نکنند و باعث شکستن عهد و پیوند ما نشوند. از شما خواهش میکنم به امام حسین قسم از میرزا عذرخواهی کنی و بر سختیها و وضع آشفته من گواهی دهی. نیازی به جسارت بیشتری ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.