امید گاها مژده بازگشت سرکار و همراهان آویزه گوش و پیرایه هوش افتاد.پاک یزدان را بر این نوید که خوشتر از زندگانی جاوید است، چهر سود درگاه نیاز آمده، به رامش و آرامشی بیرون از چنبره اندازه و گران انباز شدم. دریافت همایون بزم مینو نمون را چار اسبه پی سپار سامان «دربند» بودم، و بدین اندیشه خرسند که دمی دو به فر دیدار و گفتار یاران زهرم گوارش قند گیرد، و پیکر مستمندم که از کوب و کند جدائی پای فرسود تیمار و گزند پستی بود گردن افراز و سربلند گردد.
یکی از یاران کار آگاهم در گذرگاه فراز آمد و باز پرسید که از این بلند پرواز سپهر اندازت آهنگ کدام شاخ است و در این هنجار باد کردارت اندیشه کدام کاخ؟ گفتم به بوی خجسته دیدار بزرگ استاد خود یار گویانم و به کوی راد سرور خویش بارجویان. گفت آری؛ همچنان میرو که زیبا می روی. ولی سرکارش اینک از راه رسیده و تازه رخت از پشت راه انجام به پیشگاه کشیده، با رنج شب سواری و شکنج ره سپاری کجاش نیروی انجمن و پروای هست و بود و گفت و شنود تو با من باشد. اگر امروزش بخود باز مانی و لگام بازگردانی تا آسودگی های گاه را چاره ساز فرسودگی های راه فرماید، به کیش من و پیش خود خوشتر نماید. پندش استوار دیدم و تلخش شیرین گوار، کار بند آمده راست چون بخت خویش برگشتم. به خواست بار خدای و رهنمونی فرخ اختر فردار با مگاهان گام سپار و کام گذار همایون بزم خداوندی و گردن افراز گردون گردون سربلندی خواهم شد. گرامی سرور والاگهر حاجی را از این خاکسار ستایش و درودی پاک از آلایش تیتال وتر فروشی که شیوه زبان بازان است و پیشه نیرنگ سازان بر سروده جداگانه نامه را پوزش لابه آویز در خواهند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بیان امید و شادی ناشی از دیدار با دوستان و استادش میپردازد. او به زیبایی و خوشی زندگی اشاره میکند و میگوید که به زودی به دیدار یارانش میرود. در این مسیر، یکی از دوستانش از او میپرسد که به کجا میرود و او پاسخ میدهد که به دیدار بزرگ استادش میشتابد. او به توصیه دوستش گوش میدهد و با آرامش و نیکنگری به سفرش ادامه میدهد. در پایان، نویسنده از خداوند درخواست میکند که او را در این راه یاری دهد و از هر نوع زشتی و نیرنگ دور نگه دارد.
هوش مصنوعی: امید به بازگشت به کار و دوستان به ذهنم آمد و روحی تازه به من داد. یقین داشتم که این خبر بهتر از زندگی جاودانی است و درگاه نیاز به من روی خوش نشان میدهد. با آرامش و شادی خارج از محدودیتها احساس خوشحالی میکردم. به میهمانی زیبا و دلپذیر فکر میکردم که در آن به دیدار و گفتگو با دوستان مشغول شوم و از این لحظات شیرین لذت ببرم. همچنین، امیدوار بودم که بعد از رنج و جدایی، وجودم بار دیگر با افتخار و سربلندی بازگردد.
هوش مصنوعی: یکی از دوستان آگاه من در گذرگاه به من رسید و پرسید که هدف تو از این پرواز بلند به کدام نقطه است و با چه قصد و نیتی به این راه آمدهای؟ پاسخ دادم که به دنبال دیدار استاد بزرگ خودم هستم و به کوی کسی که دوستش دارم میروم. او گفت: درست است؛ به همین شکل ادامه بده که زیبا در حرکت هستی. اما هماکنون شخصی که در انتظارش بودی آمده و تازه از راه رسیده است و با وجود خستگی ناشی از سفر شبانه، نیرویی برای ملاقات ندارد و گفتوگو با تو را به عهده میگیرد. اگر امروز کمی توقف کنی و اجازه بدهی تا خستگیاش را کم کند، بهتر خواهد بود. من پند او را خوب درک کردم و با توجه به نصیحتش تصمیم گرفتم برگردم. به یاری خدا و با راهنمایی فرصتی که پیش رو دارم، قدم در مسیر شادی و موفقیت گذاشته و در بالا رفتن از گردونه زندگی موفق خواهم شد. از سرور عزیزم حاجی تشکر کرده و درود پاکی به او میفرستم و از هرگونه کلام ناپسند که مختص زبان بازیگران و حیلهگران است، عذرخواهی میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.