قبله من روز قربان قرب قربی دست داد و خواست پاک یزدانم با خلان این خطه نشست انگیخت. گوئی ذوالجناح از میدان آمد یا عبیدالله در ایوان شد. زن و مرد پیرامن گرفت و جفت و فردم در دامن آویخت. این راه آورد سفر خواست و آن در بایست حضر جست. یکی زنبیل در یوزه کشیده و دیگری آجیل هر روزه طلبید.پسر از بختی و باره گفت و دختر از گل و گوشواره، خانه از بار یاران عام جوش آمد و غلبات طلب سطوات ادب فراموش فرمود. از کف بی زرچه برگ و ساز آید و از مرغ بی پر کدام پرواز؟ الزام روسیاهی کردم واقدام عذرخواهی.معذرت سودی نداد و مغدرت بهبودی، آشتی ساز مصاف آورد و صفا سامان خلاف گرفت،بیت:
جزآنکه به مغلوبه شوم کشته چه تدبیر
صف بسته سپاه مژه و من تن تنها
سرانجام مردی که از منسوبان است و این رمه را چوپان همه را پیمان اسعاف امل بست و مرغ جان مسکین به هزار لیت و لعل از چنگ ایشان رست. پس از حرمان مامول و فقدان مسوول این شنعت بی بند و باری زد، و آن لعنت عیال آزاری سرود. وهمچنین بر خیانت ما دقت ها گرفتند و بر حسرت خود رقت ها نمودند، روزی دو از سوز دل لب ها آبله ها داشت و جان ها به حکایت حرمان گله ها، اندک اندک به قنبرک بازی و چنبرک سازی قلع مواد مغایرت کردم و قطع فساد منافرت، ترک جفا کردند و برگ صفا ساز آوردند، مصرع: حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند.
و اما قصه زندگانی و غصه کامرانی به فر عنایت یزدان و عز توجه حضرت، گندم یا جو لقمه نانی هست و کهنه یا نو خرقه و طیلسانی. وامی ندارند کاری است ونه ایشان را با کس شماری. هرگز جز فراغ فرزندان آدم دل مرادی نپخت و خاطر الابستن به مردی و رستن از هر گرم و سردی، بست و گشادی نخواست. بار خدا را سپاس که خود را به شما بسته ایم و جز ارواح مکرم از هم گنان گسسته، وقت است که پای قناعت در دامان سلامت کشیم و به کنج فقر اندر، خالی از هر ماخولیا اقامت ورزیم مگر خسران ماضی را جبرانی خیزد و دوری که شتابش چاره نساخت درنگش درمان کند. شعر:
این هم سفران پشت به مقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم
مرحوم جنت مکان حاجی را با من نظرها بود و همایون انظارش را اثرها، از در معنی تربیت ها کرد و تقویت ها فرمود. این مایه نقصان که بینی از کم کاری های ماست، نه غم خواری های او، مصرع: هان تا چه کنی که نوبت دولت تست.
سالکی سست هنجارم و طالبی منقطع رفتار، بر رخ جمادی عراده است، از آن در گل مانده ام و کشتی در خشک رانده به طناب توجه از خطر برکش و اگر نیاری به یاری چاره دیگر کن. جناب فلان را مملوک آن خلق و خویم و مفتون آن رنگ و بوی.حضرتش را به جان بنده ایم و خیالش را از دل پرستنده. کیسه انعامی بدان سان که پیمان رفت به مهرش در جیب وبغل پرورم و چون جامه کعبه نفی حرمتش خلاف و خلل دانم، مصرع: مهر مهریست که چون نقش حجرمی نرود.
الیفان دایره ارواح را صف تا صدروسها تا بدر عرض نیازی از این خاکسار اقامت کن و اگر ترک جداگانه ذریعت را ایرادی سازند به عذرهای زیبا غرامت کش، صدور احکام و رجوع خدمت موقوف به لطف سرکار است، مختارند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن به توصیف یک روز خاص و احوالات اجتماعی آن روز میپردازد. نویسنده از قربانی کردن و مراسمهای مرتبط با آن صحبت میکند و به حضور مردم در اطراف اشاره دارد. احساساتی همچون شادی و غم در زندگی انسانها بیان میشود. همچنین دربارهی غصهها و آرزوهای بیپاسخ سخن میگوید و به وضعیت اجتماعی و مشکلات اقتصادی اشاره میکند. در نهایت، نویسنده بر اهمیت قناعت و شکرگزاری تأکید دارد و بیان میکند که زندگی را باید با صبر و بردباری سپری کرد تا شاید روزی بر این مشکلات فائق آید.
هوش مصنوعی: در روز عید قربانی، احساس نزدیکی و صفا در دلها جوانه زد و حالتی روحانی بر فضا حاکم شد. گویا یکی از مبارزان بزرگ به میدان آمده یا شخصیتی عظیم در جمع حاضر شده است. مردان و زنان دور هم جمع شدند و در دو دسته با یکدیگر همصحبت شدند. هر کدام در حال آمادهسازی برای سفر و یا نشستن در محلی خاص بودند. یکی به دنبال خرید وسایلی بود و دیگری میوههای مخصوص هر روز را درخواست میکرد. پسر از شانس و طالعش سخن میگفت و دختر از زیورآلات و زیباییهای خود. خانه از شلوغی دوستان پر شده بود و در این بین آداب و رسوم فراموش شده بود. از فلسفه و هنر دور شده بودیم و از بیپولی برای پیشروی در زندگی گلایه داشتیم. از طرفی، برای اشتباهات گذشته عذرخواهی کردم و همه چیز ناگهان به هم ریخت. معذرت من تأثیری نداشت و خواستهها و مشکلات باقی ماندند، اما در نهایت تلاشهایی برای نزدیکی و صلح صورت گرفت.
هوش مصنوعی: تنها در صورتی که شکست بخورم، چه تدبیری میتوانم در برابر لشکر چشمهایت بیندیشم؟ من که به تنهایی در مقابل این سپاه ایستادهام.
هوش مصنوعی: در نهایت، مردی از خویشاوندان که سرپرست این گله بود، تمامی آنها را برای نجات تلاش کرد و روح آن مستمند به سختی از چنگال آنها رهایی یافت. پس از مشکلات و فقدان مسوولیت، این وضعیت بینظمی ادامه پیدا کرد و غم و اندوه عیالزده سروده شد. همچنین، آنها بر خیانت ما تمرکز کردند و بر حسرتهایشان گریستند. روزی دو لب از سوز دل به تاول درآمد و جانها به خاطر محرومیت، به آرامی به بازی و سرگرمی مشغول شدند. کمکم به رفع مشکلات و اختلافات پرداخته و ظلم را ترک کردند و به صفا و آرامش دست یافتند. در این میان، حوریان در حال رقص، جامهای شیرینشان را سر دادند.
هوش مصنوعی: زندگی و مشکلات کامیابی به لطف و رحمت خداوند و توجه خاص او، مانند خوراکی ساده است که میتواند گندم یا جو باشد، و لباسها میتوانند نو یا کهنه باشند. آنها هیچ کار خاصی نمیکنند و به کسی هم وابسته نیستند. هیچ چیز جز آرامش و آسایش فرزندان آدم را نمیطلبند و دل و ذهن خود را از هر نوع قید و بند رها کردهاند. با سپاس از خدا که ما را به خود پیوند داده و تنها از روحهای پاک و خوب جدا کرده است، زمان آن رسیده که به قناعت در زندگی توجه کنیم و در گوشهای از فقر، بدون هیچ گونه دغدغهای زندگی کنیم، مگر اینکه فرصتی برای جبران گذشته و ترمیم دوریهای غیرقابل تحمل فراهم شود.
هوش مصنوعی: این دوستان در حال حرکت به سوی هدف هستند و من امیدوارم که یک قدم جلوتر بروم و از آنها پیشی بگیرم.
هوش مصنوعی: مرحوم حاجی در حالتی روحانی و با صفای خاصی به من نگاه میکرد و دیدگاههای روشنش تأثیرات مثبتی داشت. او در زمینه تربیت و تقویت افراد تلاش میکرد. این کمبودهایی که مشاهده میکنی، نتیجه کمکاریهای ماست و نه دلیل عدم توجه او. به یاد داشته باش که این فرصتها برای توست و باید از آنها به بهترین شکل استفاده کنی.
هوش مصنوعی: من مسافری بیثبات هستم و رفتارم نامنظم است. بر روی زمین به گل نشستهام و کشتیام در خشکی مانده، از خطر نجاتم بده و اگر ناتوانی، چارهای دیگر بیندیش. من به نوعی وابسته به آن فرد هستم و مجذوب خصوصیاتش. برای او بهترینها را با جان و دل میخواهم و به یادش در دل پرستش میکنم. کیسهای پر از هدایا دارم که به عشق او جمع کردهام و برایم مهم است که حرمتش را نگه دارم. به یاد حدیثی میافتم که میگوید عشق و محبت مانند نقش حجری است که نمیتواند محو شود.
هوش مصنوعی: به روحانیون توصیه میشود که در اینجا تا زمانی که نیاز به حضور من باشد، بمانند. اگر مشکلی در زمینه جدا شدن از نسلهای خود پیش آمد، میتوانند با عذرخواهی و دلایلی شایسته، غرامت دریافت کنند. صدور احکام و بازگشت به خدمت به لطف شما بستگی دارد و این امر به انتخاب خودتان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.