سرکار آجودان باشی از نگارستان به شارستان فرمود، و کاخ شبستان و شاخ سرابستان را از روی بهارین و رای نگارین آب چمن و رنگ گلستان بخشید. مرا در پرده به خویش خواند و بی پرده بر این بنوره سخن آراست که امروز از همه یاران کهنه و نو قاآنی و تو مرا نزدیکترانید و با پیمان من از پیوند دور و نزدیک بر کران. من هم به دیده یکتائی در هر دو نگریسته ام و در راه و روش بر ساز و سامانی دیگر زیسته خوی خوش و انداز نیک و سرشت پاک و فر گوهر و دیگر مردمی های شما را در فرگاه امیر و بزرگان لشکر و دیگر جای چونانکه باید گفته ام و پاسخ های نغز و دلخواه شنفته، همه دانند اکنون از در راستی و درستی مردم یک خانه ایم و هر سه پرواز اندیش یک آشیانه. ترک و تاز یک شما را از من دانند و روشن و تاریک مرا از شما خوانند. هرگونه امید و خواهش که مرا بازوی ساختن است و نیروی پرداختن، بی بوک و مگر بگوئید و بجوئید تا جائی که پای رفتن باشد و یارای جستن چاراسبه خواهم تاخت و ده مرده خواهم ساخت. اگر خدای نخواسته انجام آنرا خدای نخواست، کوشش بی سپاس من و دانش کارشناس شما پوزش اندیش بی گناهی من خواهد بود و هیچ یک را گمان تن آسائی و کوتاهی نخواهد رفت.
مراهم در دوستی دو خواهش و کام است که پاس هر دو شما و مرا مایه رامش و نام خواهد بود، اگر چه دانم ناگفته بر آن هنجار آئین و آهنگ خواهید داشت و بدان اندام و انداز پاس شتاب و درنگ خواهید کرد ولی از در یاد آوری نام بردن و یاد کردن خوشتر: نخست آنکه به فرمان یکتائی که هر دو را خوی و سرشت است و روزنامه سرنوشت، با هم انباز خانه و خوان باشید و در خورد تاب و توان از آشنایی دیوان دیوانه زیست بیگانه و بر کران. زیرا که هم رنج شما از گسست آنان خواهد کاست و هم رامش من از پیوست شما خواهد افزود چندین نام و کام و آسودگی و آرام دیگر نیز که نهفته پیداست و نگفته گویا بر این دو بیخ برومند که نوید دو جهانش شایه و شاخ است خواهد رست، و جان همه از نکوهش بدخواه و کاوش دشمن و کاهش آبرو خواهد رست. مردم روزگار آتش خرمن اند و آلایش دامن، از کوی همه دوری و از روی همه کوری خوشتر. آنان که از پیش خویش و به کیش شما یاران راستین اند و شما نیز آنان را از در یکتائی سر بر آستان و جان در آستین، از همه درباره هر دو نامهربانی ها دیده ام و بدزبانی ها شنیده، پیداست بداندیشان را که هزار بار برتر از ایشانند گفتار چیست و رفتار کدام.
دویم آنکه در خانه خویش نیز هر هنگام برگ آرامش آرید و ساز رامش، شما کار بر آن باشد که اگر مرا بدان کاشانه کار افتد یا شما را درین آشیانه گذار، دمی دو از در دلخواه یارای دانش و دیدی بود و پروای گفت و شنیدی. اگر این دو خواهش را نیز خوار گیرید و باد پندارید، از سر مهر و خرسندی نه رنجش و خودپسندی بردباری و سازگاری خواهم کرد، و همچنان بی بویه پاداش پاس یاری خواهم داشت. چون پای نام و ننگ در میان است و بدکیشان را از چپ و راست تیر نکوهش در کمان، از نگارش این مایه گزارش گریز و گزیری نبود. هر دو را سود سودای زندگانی بی زیان باد و خرم بهار کامرانی بی تاب تموز و باد خزان.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شامل سخنان یک فرد (احتمالاً مقامی بلندپایه) است که به تجلیل از دو دوست یا همکار خود میپردازد. او از دوستی، همدلی و تلاش برای ایجاد آرامش و آسایش در زندگی مشترک صحبت میکند. او تأکید دارد که باید در کنار یکدیگر به سوی اهداف مشترک پیش بروند و از تحمل و سازگاری در مقابل مشکلات یاد میکند. این فرد همچنین به اهمیت دوستی و ایجاد یک فضای مثبت در زندگی اشاره میکند و از سوءتفاهمات و بدگوییهای احتمالی در جامعه انتقاد میکند. نهایتاً، او امیدوار است که با همکاری و اتحاد، زندگی بهتری را بسازند و از نعمتهای زندگی بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: سرکار آجودان، از باغی به شهر دستور داد و کاخ و باغ را به زیبایی آراست. مرا به درون کشید و با صداقت گفت که امروز از تمامی دوستان قدیمی و جدید، نزدیکتر از همه هستم و با عهد و پیمانی که بستهام، از ارتباطات دور و نزدیک آگاهام. من نیز دو طرف را با یک چشم میبینم و در مسیرم، به چیزی متفاوت زندگی کردهام. خوبیها و ویژگیهای نیک شما را در جمع امیر و دیگر بزرگان دیدهام و همه چیز را به درستی بیان کردهام و پاسخهای خوشایند شنیدهام. اکنون، از درستی و راستی شناختهایم که ما یک خانوادهایم و همه با هم یکی هستیم. هر نوع امید و خواستهای که به من مربوط میشود، بدون هیچ محدودیتی بیان کنید. من آمادهام تا هر اقدامی انجام دهم. اگر به هر دلیلی به نتیجه نرسیم، تلاش من و دانش شما، هیچ عذری برای من نخواهد بود و هیچ کس نباید گمان کند که بیتوجهی یا تنبلی کردهام.
هوش مصنوعی: در دوستی من دو خواسته وجود دارد که برای شما و من خوشی و آرامش به ارمغان میآورد. اگرچه میدانم که در این مسیر شما به اصول و قوانین خاصی پایبند خواهید بود و متناسب با آن رفتار خواهید کرد، اما خوشایندتر از یادآوری و نام بردن از هم نیست. نخست اینکه بهعنوان دوستانی که سرشت و سرنوشت مشترکی داریم، باید به یکدیگر نزدیک باشیم و از دوستی لذت ببریم. زیرا مشکلات شما با جدایی دیگران کاهش مییابد و شادی من از بودن در کنار شما بیشتر میشود. نامها و آرامشهایی دیگر نیز وجود دارند که پنهان هستند و با رشد دوستی ما به وجود میآیند و جان همه ما از بدخواهیها و دشمنیها رها میشود. انسانها در دنیای امروز مانند آتش فتنهها و مشکلات هستند و بهتر است از شرارتهایشان دوری کنیم. آنها که دوستان واقعی شما هستند، از شما که در یکتایی به یکدیگر نزدیکید، آشنا میشوند و من نیز همه نامهربانیها و بدزبانیها را دیده و شنیدهام. کاملاً مشخص است که کلام و رفتار بدخواهانتان هزار بار کمتر از واقعیات محبتآمیز دوستانتان است.
هوش مصنوعی: در خانهتان هم باید زمانی را برای آرامش و خوشی خود اختصاص دهید. اگر روزی برای من یا شما اتفاقی در این مکان بیفتد، باید لحظهای در دل آرامش فکری داشته باشیم و گوش به سخنان همدیگر بسپاریم. اگر این دو خواسته را نادیده بگیرید و به آن اهمیتی ندهید، من با محبت و رضایت همچنان تحمل و سازگاری خواهم کرد و بدون انتظار پاداشی، به یاری شما ادامه خواهم داد. چون نام و ننگ در میان است و انتقادها از دو طرف به سمت بداندیشان پرتاب میشود، نوشتن درباره این مسائل اجتنابناپذیر است. امیدوارم هر دو طرف از زندگی بهرهمند شوند و بهار خوشبختی را تجربه کنند و در تابستان و پاییز نیز آرامش و شادابی را حفظ کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.