آتش خرمن منی شبنم کشت دیگران
دوزخ من چرا شدی ای تو بهشت دیگران
تا کودکی شیرخواره بودی و جای اندیش دامان دایه و آغوش گاهواره، با هیچ کست انجمن و در پاس و پرورش تیاق داری جز من نبود. چون نازک نهالت بالیده سروی نوخاسته گشت و خجسته اختر دیدارت رخشنده ماهی ناکاسته، دگران را شمشاد چمن پیراشدی و کوته نگران را چراغ انجمن آرا، فرد:
نه سایه ای از تو بر سر نه تابی از تو به روزن
مرا از آن چه که سروی مرا از این چه که ماهی
پس از هنگامی دور و دراز و روزگاری بی انجام و آغاز که هفتاد گرد کمری شد و جان ها در رهگذر چشمداشت سپری. شبی مژده دیدار دادی و گروهی انبوه را امیدوار فرمودی. بزم از بیگانه و آشنا پرداختیم و راه از دیوانه ودانا. دست ها از نامه نگاری خسته گشت و هزار پیک تیمار پاراپی گسسته. همچنان پوزش آوردی و به کام هوس بازان، یاران پاک دیده پاکیزه دامان را دل شکسته و ناکام ماندی. فرد:
برو آنچه می بایدت پیش گیر
سرما نداری سر خویش گیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و نارضایتی گوینده از بیوفایی و بیتوجهی کسی است که در گذشته به او وابسته بوده است. شاعر از آتش دل و دوزخ خود میگوید که در مقابل بهشت دیگران قرار دارد. او به یادآوری سالهای کودکی و دلبستگیهای عمیق خود میپردازد و از جدایی و بیتوجهی فردی که زمانی نزدیکش بوده است، ابراز تاسف میکند. شاعر در نهایت به مخاطب میگوید که باید به واقعیتها رسیدگی کند و بر سر خود را داشته باشد، زیرا سرما و فاصله عاطفی از آنچه که باید شود، او را آزار میدهد.
هوش مصنوعی: آتش خرمن من شبنم کشاورزی دیگران است. چرا تو ای بهشت دیگران تبدیل به دوزخ من شدی؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که کودک بودی و در آغوش مادر و در گهواره بودی، جز من کسی را نداشتی که به پرورش و تربیت تو بپردازد. وقتی که بزرگتر شدی و به جوانی رسیدی، ستاره خوشبختی تو مانند ماهی درخشان و بینقص شد. دیگران مانند شاخههای شمشاد در باغ بودند، ولی تو همچون چراغی در جمع درخشیدی.
هوش مصنوعی: نه نشانی از تو بر سرم هست و نه نوری از تو به پنجرهام میتابد. من از آنچه که سروست، دلتنگم و از آنچه که ماهیست، غمگین.
هوش مصنوعی: پس از گذر زمان طولانی و بیپایان که به شکلی دردناک گذشت، شب به ما مژدهای برای دیدار داد و امید را در دل گروهی از مردم زنده کرد. ما به جشن و شادی پرداختیم و از دیوانگان و دانایان نیز در جمع خود بهره بردیم. اما با این حال، نامهنگاریها باعث خستگی دستها شد و در این میان، هزاران پیک در ناامیدی به سر بردند. تو همچنان به ما عذرخواهی کردی و به خواستههای هوسآمیز دیگران توجه کردی، در حالی که یاران پاک و بیآلایش دچار دلشکستگی و ناکامی شدند.
هوش مصنوعی: برو و به هر کاری که باید رسیدگی کن، آرامش خودت را حفظ کن و نگذار سرما تو را که میتواند به تو آسیب بزند، تحت تاثیر قرار دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.