غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب
خود ندیدستم که روید آسمان از آفتاب
نگسلد...گی زآن خط چو صوفی از حشیش
روز لبان جان پروری چونانکه مستی از شراب
از چه آن...خط انگیخت دریا ز اشک من
گر همی رسم است کز دریا بر انگیزد سحاب
چشم من بر چهر او بین خال او در چشم من
تا در آذر بط همی بینی و سامندر در آب
غنچه بر رستش خط نیلوفری تا از چه روی
گفت خاقانی که نیلوفر نروید از سراب
شیخ و نان وقف و ما و باده بی...گی
داوری کن کار آتش خوبتر یا کار آب
گر سوالم بر نیاید هیچ از آن... لب
تنگ نارم دل به رنجش هیچ اگر ندهد جواب
دل در آن... مژگان است هان مفروز چهر
ور چنین آتش کنی هم سیخ سوزد هم کباب
تن چو جان در چنبر...زلفش رفت رفت
گم شد از بس لاغری چونانکه موئی در طناب
گفت غیر و چامه سردار بی ...گی
کیمیا با سحر بینم سحر با فصل الخطاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک چهره خاص است که شاعر آن را با آفتاب و آسمان مقایسه میکند. او به عشق و دلباختگی خود اشاره میکند و میگوید که این احساسات به شکلی عمیق او را تحت تأثیر قرار دادهاند. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهات مختلف، احساسات و عواطف خود را منتقل میکند و از تأثیرات عشق بر زندگیاش میگوید. همچنین به طبیعت و نمادهای مختلفی همچون نیلوفر و آتش و آب در جهت توصیف احساساتش اشاره میکند. در نهایت، او سوالاتی درباره عشق و رابطهاش مطرح میکند و تأملاتی درباره درد و رنج ناشی از آن دارد.
هوش مصنوعی: غیر از آن، رنگ آبی که بر چهرهی ماه تابان دیدهام، هیچگاه مشاهد نکردهام که آسمان تحت تأثیر نور خورشید پدیدار شود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچ چیزی نمیتواند از آن خط جدا شود، همچنان که صوفی از حشیش دور نمیشود. روزی که لبهای جان را پرورش میدهد، شبیه به حال مستی است که از شراب به انسان دست میدهد.
هوش مصنوعی: چرا دریا از اشکهای من پر شده است، اگر این هم تقدیر است که ابرها از دریا برمیخیزند؟
هوش مصنوعی: چشم من به چهره او دوخته شده است؛ خال او در چشمان من دارد نمایان میشود، مانند اینکه در آتش، ماهی آذر و همچنین سمندر را در آب مشاهده میکنی.
هوش مصنوعی: غنچهای که بر روی آن خطی به رنگ نیلوفر است، سؤال میکند که چرا خاقانی ادعا کرده که نیلوفر نمیتواند از آبهای سرتاسر بوجود بیاید.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به دو عنصر متضاد وجود دارد: آتش و آب. شاعر از یک سو به زندگی زاهدانه (شیخ و نان وقف) اشاره میکند که به نوعی به زهد و انزوا مربوط است، و از سوی دیگر به زندگی پر شور و جنبههای لذتجویانه (ما و باده) میپردازد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد تا قضاوت کند که کدامیک بهتر است: زندگی قدس و زهد و جدیت (آب) یا زندگی پرماجرا و شاداب (آتش). این تضاد بین دو سبک زندگی و انتخاب میان آنها مطرح میشود.
هوش مصنوعی: اگر از کسی سوالی بپرسم و او هیچ پاسخی ندهد، برای من مهم نیست، چون دلتنگیام را تحمل میکنم و از او رنجش نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: دل در آن مژگان است، پس نگاه مکن! اگر چنین آتشی به پا کنی، هم سیخ میسوزد و هم کباب. این یعنی: دل آدمی در تیرگی و زیبایی مژگان محبوبش گم شده، و اگر کسی با نگاهش آتش به آن دل بزند، همه چیز را میسوزاند و نابود میکند.
هوش مصنوعی: تن انسان مانند روح در بند زلف معشوق است. چنان لاغر و نحیف شده که گویی مانند مویی در یک طناب به نظر میرسد و به تدریج ناپدید میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که میان گفتار و رفتار سردار و تأثیری که آن بر او دارد، تضادی وجود دارد. او در اینجا از سحر و جادو صحبت میکند و به نوعی به قدرت کلمات و سخنانی که به صورت دقیق و گیرا بیان میشود، اشاره میکند. در واقع، شاعر میگوید که میخواهد زیبایی و جذابیت کلام را با معجزهای مانند کیمیا مقایسه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.