گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جلال عضد

در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم

امیدوار چنانم که ناامید نگردم

منم چو شمع که هر شب ز سوز هجر تو تا روز

سرشک گرم فرو می رود به چهره زردم

از آن زمان که مرا بخت خفته از تو جدا کرد

[...]

یغمای جندقی

چه رنگ بازم که آگه شود دل تو ز دردم

گواهی ار ندهد اشک سرخ و گونه زردم

آشفتهٔ شیرازی

بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم

که همچو ذره زمهر تو بر هوا شده گردم

طبیب عشق که گفت آخر الدواء الکی

نشد علاج و شد این داغ درد بر سر دردم

نمانده باده بکاسه نه زر بکیسه خدا را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه