اگر رفت رستم به هاماوران
به نیروی رخش و به گرزگران
بر افراخت مردانه یال نبرد
در آن مرز رزمی دلیرانه کرد
تو از یاری تیزتک مادیان
به خاک دماوند دادی عنان
نه درع و نه شمشیر و نه گرز و خود
به دست اندرت جز عنانی نبود
به تنها در آن عرصه دل نواز
همی تاختی بر نشیب و فراز
بهر جا که نقش سم خیل بود
سبک رو بدان جانبت میل بود
چنان تاختی مفلسان را ز کین
که بدمست را شیخ خلوت نشین
نماندی در آن مرتع دلپسند
تنی باقی از گاو و از گوسفند
نه برف است آن ای تهمتن شکوه
که بهمن ز بیم تو بگزیده کوه
ولی از جفای تو خرسند نیست
کجا کز تو همچون دماوند نیست
گذشت از نطاق فلک تاج تو
جهانگیر شد صیت تاراج تو
زند خنده بر مهر و مه اخترت
جگرها به خون رنگ از خنجرت
به گیتی ندیدم بلائی چنین
ز گردون نیامد قضائی چنین
مگو پور دستانم اندر نبرد
نپاید تو آن کن که دستان نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، قهرمان ایرانی رستم به ميدان نبرد میرود و با استفاده از نیروی اسبش، رخش، و مهارتهای خود، در جنگ با دشمنان دلیرانه میجنگد. با این حال، در مقایسه با نبردهای دیگر، او حالتی ناتوان و ضعیف دارد و سلاحهایی چون درع و شمشیر ندارد. او به سرعت در میدان رزم میتازد و دشمنانش را به شدت به وحشت میاندازد به طوری که هیچ نشانی از زندگی باقی نمیماند. او به دلیل ضعف و جفای خود، از دیگران ضربه میخورد و در نهایت نامش به عنوان یک غارتگر در جهان مشهور میشود. متن بر حماسه، جنگ و عواقب اعمال رستم تأکید دارد و به نوعی، او را به خاطر دشواریهایش مورد سرزنش قرار میدهد.
هوش مصنوعی: اگر رستم به سرزمین هاماوران برود، با قدرت اسبش رخش و با استفاده از گرزهایش این کار را انجام خواهد داد.
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، مردی شجاع و دلیر با مهارت و جسارت، پرچم جنگ را برپا کرد و نبردی شجاعانه را آغاز کرد.
هوش مصنوعی: تو با سرعت و چالاکی خود، با تکیه بر قدرت و تواناییات، به قله دماوند رسیدی و موفق شدی.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که در میدان جنگ، نه زرهی که محافظتی کند، نه شمشیری برای جنگیدن و نه گرزی برای ضربه زدن وجود ندارد و تنها چیزی که در دست دارم، یک افسار است که در حقیقت به معنای کنترل یا هدایت کردن است. به عبارتی دیگر، در شرایطی که وسایل جنگی در دست نیست، فقط امکان هدایت و کنترل اوضاع وجود دارد.
هوش مصنوعی: در آن میدان دلپذیر تنها گام میزدی و بر فراز و نشیبهای آن پیش میرفتی.
هوش مصنوعی: هر کجا که نشانهای از حرکت اسبهای زیاد باشد، با سبکی و بینقش به آن سمت گرایش پیدا میکند.
هوش مصنوعی: به قدری با شتاب به سوی هدف رفتی و از دشمنیها فرار کردی که مانند درویشی مست و ناتوان شدی که در پناه آرامش نشسته است.
هوش مصنوعی: دیگر جایی از آن چراگاه دلانگیز باقی نماند، نه گاوی و نه گوسفندی.
هوش مصنوعی: این صحنه شکوهمند به خاطر قدرت و عظمت توست، که کوهها به خاطر ترس از تو، در سرمای بهمن تسلیم میشوند و از برف پوشیده میشوند.
هوش مصنوعی: اما من از بیمهری تو خوشحال نیستم، چون هیچکس نمیتواند همچون دماوند به شکوه و عظمت تو باشد.
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و تغییرات آسمانی، نام پرآوازه تو در سراسر جهان شناخته شده و مشهور گردید، به طوری که قدرت و عظمت تو بر همه جا سایه انداخته است.
هوش مصنوعی: زندگی بر لبخند و عشق تو میگذرد و ستارهات دلها را میشکافد و درد میآفریند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، چنین درد و رنجی را هرگز ندیدهام و همچنان از آسمان، چنین تقدیری بر من نازل نشده است.
هوش مصنوعی: نگو که فرزند دستانم در جنگ ثابتقدم نمیماند، تو همان کاری را انجام بده که دستان انجام نداد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.