پس از مرگ تو گیتی جاودانی
واویلا واویلا صد واویلا
سیه پوشد به مرگ زندگانی
واویلا واویلا صد واویلا
تو محمل بسته زین خونخواره منزل
واویلا من از دنبال محمل
خروشان چون درای کاروانی
واویلا واویلا صد واویلا
به غیر از جعد مشکین گیسوانت
واویلا که از خون ارغوانت
کسی سنبل ندیده ارغوانی
واویلا واویلا صد واویلا
گذشت این تیر زهر آلوده پیکان
واویلا مرا از جوشن جان
فغان ای آسمان زین شق کمانی
واویلا واویلا صد واویلا
بهار هستیت از باد گستاخ
واویلا فرو بارید از شاخ
نچیده یک گل از باغ جوانی
واویلا واویلا صد واویلا
سپاه کوفه و شام از چپ و راست
واویلا پی یغما چو برخاست
عزا شد انس و جان را شادمانی
واویلا واویلا صد واویلا
چرا چون چنگ نخروشم کز ایام
واویلا ترا در حجله کام
سرود ناله شد صوت اغانی
واویلا واویلا صد واویلا
اگر خود زعفران را خنده زاید
واویلا چرا گریه فزاید
مرا دیدن به چهر زعفرانی
واویلا واویلا صد واویلا
غمت زد ای غمت ماتم جهان را
واویلا زمین و آسمان را
صلای سوگ و سوگ جاودانی
واویلا واویلا صد واویلا
مرا بعد از تو سوری سوگ فرجام
واویلا فراهم ساخت ایام
سرایم با نوای نوحه خوانی
واویلا واویلا صد واویلا
جبین دف سینه طبل افغان چغانه
واویلا ره ماتم ترانه
خروش غم سرود شادمانی
واویلا واویلا صد واویلا
کرا شد جز تو کشته خاک هامون
واویلا کفن آغشته در خون
قبای عیش و تخت کامرانی
واویلا واویلا صد واویلا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عزاداری و سوگواری پس از مرگ یک عزیز میپردازد. شاعر با صدای بلند و نالههای مکرر «واویلا» احساس عمیق حزن و اندوه خود را ابراز میکند. او به حس دردناکی که بر اثر فقدان آن شخص به وجود آمده اشاره میکند و میگوید که زندگی دیگر به رنگ سیاه و غمآلود درآمده است. شاعر نام و زیباییهای آن عزیز را به یاد میآورد و از عدم توانایی در ادامه زندگی بدون او سخن میگوید. همچنین اشارههایی به مصائب بیشتری که بر اثر این فقدان بر او تحمیل شده، وجود دارد. در کل، این شعر تجلی عمق غم و سوگ انسانی است که در فقدان معشوق خود به سر میبرد.
هوش مصنوعی: پس از مرگ تو، جهان بیپایان و جاودانی خواهد بود و این نگرانی و غم فراوانی به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: زن سیاهپوش به نشانه مرگ زندگی را نمایش میدهد و فریادهای توصیف ناپسند و ناامیدی او به گوش میرسد. این وضعیتی وحشتناک و دردناک است که تکرار میشود.
هوش مصنوعی: تو سوار بر مرکب شدهای و این خونخوار (دشمن) در پی توست، واویلا! من در دنبال تو هستم.
هوش مصنوعی: صدای بلندی به گوش میرسد، مانند صدای کاروانی که در حال حرکت است و این صدا به معنای نگرانی و فریاد است.
هوش مصنوعی: به جز زیبایی و پیچیدگی موهای مشکیات، آه و حسرتی است که از خون رنگین گلهای ارغوانی تو ناشی میشود.
هوش مصنوعی: کسی که گل سنبل را ندیده، اگر ارغوان ببیند، به شدت حیرت زده و نگران میشود و افسوس میخورد.
هوش مصنوعی: این تیر زهرآگین مرا از تمام محافظتها و سپرهای جان دور کرده و به شدت بهمن گرانیده است.
هوش مصنوعی: آه و فغان از این وضعیت نابسامان، ای آسمان! چه دردناک و نگرانکننده است، صد بار ناله و غُصه.
هوش مصنوعی: بهار وجود تو با بیپروایی باد، از شاخهها بارید و به زمین پاشیده شد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زندگی و گذشت زمان اشاره میکند و به حسرت و اندوهی که از جوانیاش باقی مانده، پرداخته است. او از جوانیاش و از روزهای شاد و گلگون زندگیاش، با تأسف یاد میکند و میگوید که هیچگاه از زیباییهای آن زمان بهرهمند نشده و اکنون تنها حسرت آن روزها را در دل دارد.
هوش مصنوعی: بیداد دشمنان از سوی کوفه و شام برپا شده است و فریاد و آشفتگی به پا کردهاند، چنان که خطر حمله به شدت احساس میشود.
هوش مصنوعی: زندگی به عزای روح و جان تبدیل شده و خوشحالی جای خود را به غم داده است. فریاد واویلا، صدای درد و اندوه، در فضا پیچیده است.
هوش مصنوعی: چرا مثل چنگ نوا نمیکنم؟ زیرا از روزگار بدبختی، تو را در خوابگاه خوشبختی میسازم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به صدای ناله و زاری است که به شکل آهنگی دلگیر و غمانگیز ظاهر میشود. این صدا مانند فریادی است که از دل به بیرون میآید و به حالت وحشت یا ناامیدی دلالت میکند. واویلا به معنای فریاد زاری است و نشاندهنده شدت احساسات تلخ و غمانگیز است.
هوش مصنوعی: اگر زعفران که نماد شادی و زیبایی است، خود با خنده و شادابی به دنیا میآید، پس چرا باید غم و گریه در زندگی وجود داشته باشد؟
هوش مصنوعی: من تو را با چهرهای زعفرانی دیدم و این دیدن برایم مایهی غم و اندوه شد، واویلا! چقدر غمگین و دلشکستهام!
هوش مصنوعی: غم تو باعث شده که تمام جهان به سوگواری بپردازد و زمین و آسمان از درد و حسرت پر شدهاند.
هوش مصنوعی: صدای ناله و عزا به گوش میرسد و غم ابدی همه جا را فراگرفته است. واویلا، چه اندوهی!
هوش مصنوعی: پس از تو، زندگی برایم به عزایی بزرگ بدل شده است و روزگاری که میگذرد، به شدت غمانگیز و پر از درد و اندوه است.
هوش مصنوعی: با صدای نوحهخوانیام فریاد میزنم و همهجا را پر از ن عزای خود میکنم. صدای واویلا و نالههای دردناک به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: پیشانیام مانند دفی است که میکوبد و سینهام طبل است که صدای افغان و نالههای ماتم را ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، احساس غم و اندوه به وضوح بیان شده است. با وجود این اندوه، یک حس شادی و سرور نیز در پشت آن احساس میشود. در واقع، گویا در دل این غم، آواز شادی و شور زندگی وجود دارد که با فریادی از ناگواریها همراه است. این تضاد میان غم و شادی به شکل قوی و عاطفی به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: چه کسی جز تو در دشت هامون کشته شده است؟ وای بر من که کفنام به خون آغشته است.
هوش مصنوعی: لباس خوشی و جایگاه لذت و کامیابی را میبینم که چه اندوهی به همراه دارد! به راستی این یک فریاد نالهآور است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.