نوری که در لطافت از سایه تن بتابش
کوکب فکند عریان پیکر در آفتابش
در پهنه بعد کشتن بر نی پس از بریدن
سر رفت بر سپهرش تن سود بر ترابش
آن تن که خاک او عرش پامال بی حسابان
بر فرق آسمان خاک و این طرفه احتسابش
در تاب تشنه کامی و از اشک تشنه کامان
چون پا نهاد در خون از سر گذشت آبش
از خون حلق ابطال بحری روان که در وی
افلاک کمترین موج انجم کمین حبابش
از برق آه اطفال شیب و فراز کیهان
چون جان تشنه کامان پیکر در التهابش
در حجله گر عروسی دامادی ار به تختی
خاکش به دیده سرمه دستان به خون خضابش
آن کش ز مزرع سور نامد نصیب مشتی
از خرمن مصیبت خروارها نصابش
گردون کینه پرورد در مهر این درنگش
بدخواه مهر پرداخت بر کین آن شتابش
آن سیل اشک بر خاک جاری تر از فراتش
این تیر آه بر چرخ پران تر از شهابش
گر محملی شکستند در یکدگر ستونش
ور خیمه ای گسستند بر یکدگر طنابش
گر دختری به زنجیر گیسو حفاظ گردن
ور مادری به چنبر کف ها به رخ نقابش
گر بسته ای سواره ور خسته ای پیاده
آن لطمه عنانش و این صدمه رکابش
آن آه شعله خیزش در سینه آتش صرف
این اشک دجله انگیز در دیده خون نابش
آن کآشناش از دور چشم مشاهدت کور
نزدیک دید و روشن بیگانه بی حجابش
گر بسته ای بلاسنج از رنج رحلت آزاد
بار اقامت افتاد چون گنج در خرابش
در آن خرابه محتاج بیماری ار به درمان
از پاره جگر قوت وز خون دل شرابش
از خواب و خورد گوید گر بینوا یتیمی
بر خاک و خون فراهم سامان خورد و خوابش
یغما به حشر نارد هیچ از محاسبت باک
چون محتسب تو باشی چه اندیشه از حسابش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات و احساسات ناشی از رنج و درد انسانها در شرایط سخت و مصیبتها میپردازد. شاعر از نوری سخن میگوید که در کفن و مرگ وجود دارد و بر زندگی و آفتاب تابیده میشود. او ظلمت و کشتن را به تصویر میکشد و احساس عمیق اندوه و حسرت را از دست دادن عزیزان و زندگیها به تصویر میآورد.
شاعر به تضاد بین زندگی و مرگ، شادی و غم، و وضعیتهای مختلف انسانی اشاره میکند. او از اشک و آه و رنج کشیدن میگوید و بر اثرات عمیق این تجربیات بر روح و جسم انسان تأکید میکند. سرانجام، شاعر به این نکته اشاره دارد که در دنیای پر از درد و رنج، مهم نیست که چه بلایی بر سر انسانها میآید، زیرا در نهایت هر کس با عواطف و تجارب خود سروکار دارد.
هوش مصنوعی: نوری که به لطافت خاصی از سایهی وجود او میتابد، باعث میشود که ستارهها از زیبایی او خجالت بکشند و در برابر تابش آفتابش، خود را بیپوشش نشان دهند.
هوش مصنوعی: پس از کشتن، سر را روی نیزه میزنند و بدن را به آسمان میبرند تا از خاکش بهرهای ببرند.
هوش مصنوعی: بدن او به قدری عظیم و با ارزش است که خاکش بر روی عرش خداوند قرار گرفته و در برابر آسمان قرار دارد. این افراد به قدری قابل توجه و مهم هستند که هیچ حساب و کتابی نمیتواند ارزش واقعی آنها را بیان کند.
هوش مصنوعی: در گرما و عطش، وقتی که شیرینی و لذت زندگی را جستجو میکرد، با پا گذاشتن روی زمین خونین، خود را از مشکلات و گرفتاریها عبور داد.
هوش مصنوعی: از خون حلقههای باطل، دریاهایی در حال جاری است که در آن، آسمانها کمترین موج ستارهها را در حباب خود پنهان میکنند.
هوش مصنوعی: از صدای ناله و آه کودکان، جغرافیای آسمان و زمین به شور و هیجان میآید، مانند جانهایی که از تشنگی در التهاب هستند.
هوش مصنوعی: اگر در اتاق عروسی، دامادی بر تختی خاکی بخوابد، دستانش که به خون خضاب شده، در چشمها همچون سرمه نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که از زمین سوخته چیزی نصیبش نمیشود، به همان اندازه که در سختیها و مصیبتها با او روبرو میشود.
هوش مصنوعی: آسمان در حال پرورش کینه است و در برابر عشق، این تأخیر او باعث ایجاد دشمنی میشود و عجله او در کینه و دشمنی، نتیجهای ناخوشایند به همراه دارد.
هوش مصنوعی: آن اشکها بهقدری زیاد و روان است که از آب فرات هم بیشتر است و این آه به قدری شدید و پرقدرت است که از پرتاب شهابسنگها هم سریعتر و قویتر بهنظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر باربری در هم بشکند، پایهاش از هم جدا میشود و اگر چادر یا خیمهای پاره شود، طنابهایش از هم میافتند.
هوش مصنوعی: اگر دختری با گیسوانش به زنجیر کشیده شود و یا مادری با دستانش چهرهاش را بپوشاند، این وضعیت نشاندهندهی محدودیتها و تحفظهایی است که در جامعه وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر سوار بر اسبی هستی و خستهای، یا پیادهروی و در حال راه رفتن، هر دو آسیبهایی دارند. یکی به خاطر سهولت و سرعت ممکن است به زین آسیب برسد و دیگری، به خاطر پیادهروی، ممکن است به پاهایش فشار بیفتد.
هوش مصنوعی: آن آهی که از دل برمیخیزد، چون شعلهای آتشین است و آن اشکی که از چشمان به دلیل دلتنگی و اندوه میریزد، گویی سرچشمهای از خون و درد است.
هوش مصنوعی: آن کسی که آشنایش را از دور نمیتواند ببیند و وقتی نزدیک میشود، با چشم دل روشن او را میبیند؛ اما بیگانه را بدون حجاب و پوشش میبیند.
هوش مصنوعی: اگر از رنج مرگ به آرامش رسیدهای، آزادی و آسایش تو در این دنیا مانند گنجی در ویرانههاست.
هوش مصنوعی: در آن ویرانه، اگر کسی بیمار باشد و به درمان نیاز داشته باشد، میتواند از قوت جگر پاره و خون دل به او نوشیدنی قوی و دلنشینی بدهند.
هوش مصنوعی: اگر یتیمی بیچاره در وضعیت سختی روی زمین و در میان خون و خاک به سر میبرد، حتی خواب و خوراکش نیز تحت تاثیر همین شرایط نامناسب است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر تو خود قاضی باشی، نگران محاسبه اعمال دیگران نخواهی بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوق لقای غلمان آخر گرفت تابش
وز حوریان جنت از غیب شد خطابش
خود را سبک عنان ساخت پای گیران رکابش
یعنی به خاک جا کرد از پشت زین جنابش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.