گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
آن دو وین خِیْلِ سِیَهْجامه پرستارانند
بر کلاه حرم ایمن نِیَم ای کعبهٔ حُسن
زین دو هندو که بر اطرافِ تو طرّارانند
شب قدر است و در میکدهٔ رحمت باز
خنک آن قوم که در مسجد میخوارانند
دزد اگر خرقه صوفی ببرد مغبون است
صرفه با اوست که آسوده سبکبارانند
گر به کوثر نبرم مستی می حشر کناد
ایزدم در صف آن قوم که هشیارانند
خون خلقی به تَکَلُّف بخوری ای لبِ یار
گر تو ضَحّاکی و زلفینِ سِیَهْ مارانند
گردن طوعِ من و طوقِ خمِ زلفِ بتان
سگِ این سلسلهام گرچه ستمکارانند
هیچ کس را خبر از عالم آزادی نیست
مگر آنان که به دام تو گرفتارانند
مردم مدرسه را نیک شناسم یغما
کافرستم اگر این طایفه دیندارانند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد جامعه و برخی از معانی اجتماعی و دینی میپردازد. او به زیبایی چشمان و مژههای معشوق اشاره میکند و به نوعی بیمارانی را توصیف میکند که به عشق و زیبایی گرفتارند. در ادامه، او به وضعیت کسانی اشاره میکند که در میکدهها به سر میبرند و از رحمت شب قدر بهره میبرند. شاعر همچنین به تضادهای موجود در جامعه، از جمله میان صوفیان و دزدان، و میان دینداران و آزادگان اشاره میکند و نشان میدهد که واقعیت زندگی فراتر از نشانهای مذهبی و ظاهری است. او در نهایت خود را جزء طایفهای میداند که به عشق و حقیقت نزدیکترند و از موجودیتهای کاذب و دینداری را که به ظاهر میپردازند، انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: گفتم که آن چشم و مژه زیبا هستند، اما آنها در واقع افرادی بیمارند. و این افرادی که لباس سیاه پوشیدهاند، در حقیقت پرستارانی هستند که به این بیماران رسیدگی میکنند.
هوش مصنوعی: من در کلاه حرم احساس امنیت نمیکنم، ای کعبه زیبایی، چون دو هندو (غیر مسلمان) در اطراف تو هستند که در حال زیبا کردن و نمایش هستند.
هوش مصنوعی: شب قدر است و در میکدهٔ رحمت، چه خوب هستند آنهایی که در مسجد مشغول نوشیدن هستند.
هوش مصنوعی: اگر دزدی لباس و ظاهر صوفی را بگیرد، خودش زیاندیده است؛ زیرا فقرا و زاهدان واقعی سبکبار و آسودهخاطرند.
هوش مصنوعی: اگر به بهشت نروم، مستی و شوق را به روز قیامت نخواهی آورد، پروردگارا، مرا در صف افرادی قرار بده که بیدار و هشیارند.
هوش مصنوعی: ای لب محبوب، اگر تو مانند ضحاکی، که به ناچار خون مردم را مینوشد، به زحمت و زجر بخوری، باید بدان که موی سیاه تو مانند مارهاست.
هوش مصنوعی: من با تمام میل و رغبت خود گردن را به طوق خم زلف یاران مینهم، هرچند که آنها ستمکار هستند و من در این زنجیره مانند سگ آنها قرار دارم.
هوش مصنوعی: هیچکس از حقیقت آزادی باخبر نیست، به جز کسانی که در چنگال تو گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: من به خوبی مردم مدرسه را میشناسم؛ اگر این جماعت را دیندار بدانید، من کافر هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
طره های تو کمند افکن طرارانند
غمزه های تو طبیب دل بیمارانند
از رقیبان تو باید که پریشان نشوند
که یقینست که آن جمع پری دارانند
زان بدورت همه محراب نشینان مستند
[...]
گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند
ز چه هر گوشه از او صف زده خونخوارانند
مکن ایباد پریشان سر زلفش زنهار
که بهر حلقه از اندام گرفتارانند
تو ز می مست شکر خواب چه دانی که بشهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.