غزل ۲۱۹
پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
یک دم به غم و محنت خویشم بگذارید
یاران به میان من و آن مست مییید
گر میکشد آن عربده کیشم بگذارید
روزی که برید از ره این کشته عشقش
آنچه از دو سه روز از همه پیشم بگذارید
وحشی صفتم جامهٔ سد پاره بدوزند
چسبیده به زخم دل ریشم بگذارید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.