باشد ز خیال مسگرم سر
پر شور تر از دکان مسگر
در وجد چو آیم از غم دوست
خوشحالم اگر بریزدم پوست
گر کاهش تن کند هلاکم
چون مس در چرخ نیست باکم
از سنگ جفای آن دلارام
شد چون مس چکشیم اندام
گردد چو کشم ز کوی او پای
چون دیگ به روی آتشم جای
تا پای زکوی او کشیدم
گردید سیه رخ سفیدم
چشمم در عشق تا که وا شد
با خون، دلم چو آشنا شد
ناید بَحَرم به دیده ی تر
چون صوت مگس به گوش مسگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات شاعر درباره عشق و فراق اشاره دارد. او از شور و angust میگوید، که مانند مس در دکان مسگر است. وقتی از غم دوست به وجد میافتد، حتی اگر به ظاهر آسیب ببیند، خوشحال است. شاعر حس میکند که درد و رنجش مانند چکش بر مس است و هیچ ترسی از درد ندارد. عشق او به معشوق باعث میشود که در برابر مشکلات، همچنان شجاع و با امید بماند. در نهایت، او از زیبایی عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق سخن میگوید و تأثیر آن بر چشم و دلش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: شاید از خیال و تصوراتی که در دل دارم، حالتی پرشورتر و زندهتر از آنچه در دکان مسگری وجود دارد، داشته باشم.
هوش مصنوعی: وقتی از شدت عشق و شوق به دوست به وجد میآیم، حتی اگر در این حالت دلم بشکند یا دچار درد شوم، خوشحالم.
هوش مصنوعی: اگر تنم کم شود، مرا به هلاکت میکشاند، زیرا مانند مس در چرخ، از کمی خود هراسی ندارم.
هوش مصنوعی: درد و رنجی که از معشوقم میکشم، مرا به حالتی سخت و شکننده تبدیل کرده است، مثل مسی که زیر ضربههای چکش شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که از کوی او دور میشوم، مانند دیگی که روی آتش قرار دارد، دلم آتش میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که پایم را از کوی او برداشت، چهرهام از سیاهی به روشنی تبدیل شد.
هوش مصنوعی: چشمم در عشق باز شد و از شدت احساس، دل من مثل یک دوست آشنا شد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از دریا به خاطر اشکهایم چیزی به دست بیاورم، همانطور که صدای مگس برای آهنگر ارزش و اهمیتی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.