رمّال که از غمش چو نالم
دارد خبری ز کلّ حالم
آن شوخ مرا ز حُسن گل بوش
چون قرعه نموده خانه بر دوش
ویران دل من که وقف یار است
چون خانه ی رمل بی حصار است
از دیدن او دو چشم پُر خون
آتش ریزد چو شمع وارون
از سیر جمال آن پریوش
شد متصل آب من به آتش
یاران از من کشند محنت
شرمنده شدم از این جماعت
خون در دلم از غم رفیق است
در عشق چه سازم این طریق است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و مشکلات خود میگوید. او از حال رنجور و دلشکستهاش و عشقش به معشوق سخن میگوید. معشوق که او را مجذوب خود کرده، به نوعی برای شاعر مانند یک خانه بی حصار است که مملو از ویرانی است. احساسات شدید و درد عذابآور او را به درد دلی برای دوستانش وا میدارد و او به خاطر این وضعیت احساس شرمندگی میکند. در نهایت، او از تلاطمهای عشق و دشواریهایی که با آن روبرو است سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دربارهی حال و روز من، غم و اندوهم به حدی است که حتی پیشگو هم از آن باخبر است.
هوش مصنوعی: آن شوخ، مانند گلی خوشبو است که به یک باره زندگیاش را در دوشاش جمع کرده و به سفر رفته است.
هوش مصنوعی: دل من که تنها برای عشق و معشوق ساخته شده، مانند خانهای بدون دیوار و حفاظ است که به آسانی ویران و تخریب میشود.
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینم چشمانم پر از اشک میشود و مانند شمعی که به سمت پایین ذوب میشود، گریه میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت او، احساسات و وجود من به شدت درگیر شده و مانند آب و آتش به هم متصل شدهاند.
هوش مصنوعی: دوستان من به خاطر غم و اندوهی که به دوش دارم مرا سرزنش میکنند و من از این جمعیت خجالتزده شدهام.
هوش مصنوعی: دلم از غم دوستی پر از درد و رنج است، حالا در عشق چه باید بکنم؟ این مسیر همینگونه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.