بینی به دکان چیت سازان
شیرین پسری چو شیره ی جان
مانند بهار وقت بازی
کارش گل و برگ و شاخ سازی
چون ابر بهار میر بستان
معمار خرابی گلستان
طبعش هر گاه طرحی انگیخت
گردید تمام رنگ چون ریخت
در دم شنوی ز گلشن او
فریاد ز بلبل و ز گل بو
گویی که ز دیده ها نهانی
در قالب اوست روح مانی
از حُسن و صفا بود لبالب
هر چیز که می زند به قالَب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای یک دکان چیتسازان و هنرمندانی اشاره دارد که مانند بهار، شادی و تازگی را به زندگی میآورند. شاعر از تصویری از جوانی شیرین و خلاق صحبت میکند که همچون طبیعت، گل و برگ میسازد و با هنر خود، فضای دلانگیز و روحنوازی ایجاد میکند. او با طبع خلاق خود، هنر را به گلشن افزوده و با صدای بلبل و عطر گلها، زیبایی را با دیگران تقسیم میکند. در پایان، به وجود روح مانی در او اشاره میشود که نشاندهندهی عمق زیبایی و خلاقیت هنری است.
هوش مصنوعی: در دکان بافندگان پارچههای رنگین، پسری خوشصورت و شیرینزبان را میبینی که مانند جان هر انسانی شیرین و دلچسب است.
هوش مصنوعی: مانند بهار که در زمان بازی خود، مشغول به شکوفایی گلها و ایجاد برگها و شاخههاست.
هوش مصنوعی: وقتی بهار میرسد، مانند ابری که به باغ میآید، معمار و سازنده گلستان را دچار تغییر میکند و زیباییها را دگرگون میسازد.
هوش مصنوعی: زمانی که طبیعت او ایدهای نو به ذهنش میآورد، تمام جلوهها و رنگها به شکل جدیدی نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: در لحظهای از باغ، صدای فریاد بلبل و عطر گل را میشنوی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که روح مانی در بدن او پنهان است و از دید دیگران دور مانده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که زیبا و پاک باشد، در آن پر شده است و به اشکال مختلف در میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.