صحاف که دل ز جورش آبست
گویای خموش چون کتابست
سر بر خط حکم او نهادم
روزی که به قیدِ او فتادم
چون سطر کتاب از پی کام
گردید رگم زبان در اندام
هر پیوندی برای من بند
شد تا چو قلمم به دامم افکند
بر وی دل پاره پاره شد جمع
پروانه مثال بر سر شمع
شد جمع دل خراب مضطر
شیرازه شد این کتاب ابتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تاثیر عشق بر دل و جان خود سخن میگوید. او عشق را به کتابی تشبیه میکند که خموش است، اما گویای بسیاری از احساسات و تجربیات اوست. شاعر در لحظهای که عاشق شده، به دست سرنوشت درگیر عشق میشود و تمام پیوندهای او به نوعی به دام عشق تبدیل میشود. دل او مانند پروانهای شیدا به دور شمع عشق میچرخد و در نهایت، زندگی و وجودش به روایتی ناتمام و ابتر تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: کتابی که از دلتنگی و ناراحتی درون تو سرشار است، مثل صحافی است که در سکوت حرفهایی برای گفتن دارد.
هوش مصنوعی: روزهایی که در دام محبت و فرمان او افتادم، سرم را بر روی خط فرمان او گذاشتم.
هوش مصنوعی: وقتی که خط نوشتهها تمام میشود، درونم پر از احساس و کلام میشود.
هوش مصنوعی: هر ارتباطی که برقراری کردم، به نوعی برایم محدودیت و اسارت به همراه داشت، مثل اینکه قلمم مرا در دام خودش گرفتار کرده است.
هوش مصنوعی: دل من همچون پروانهها که به دور شمع میچرخند، به خاطر او پاره پاره شده است.
هوش مصنوعی: دلهای آشفته و بیپناه جمع شدهاند و این کتاب ناقص و ناتمام شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.