آن سوزنگر که دیده ام من
دارد دهنی چو چشم سوزن
سوزن که جدا شد از دکانش
از حسرت او پرست حالش
هر چند صبر پیشه دارد
چشمی به قفا همیشه دارد
بر خواهش دل نمیکند پشت
گر رشته کند به چشمش انگشت
فولاد ازان نگار تاجیک
گردید اسیر رنج باریک
نتوان به ره وصال رفتن
باریک نگشته هم چو سوزن
زین خوش حالی که آن بت مست
سر رشته ی او گرفته در دست
آخر خواهد ز جان پریدن
سوزن، بالبست، کان آهن
در بیضه هنوز بود فولاد
کاین شوخ صلای جور در داد
این مرغ که خون به خاک آمیخت
آمد چو برون ز بیضه پر ریخت
از دوری آن بهار خندان
شد از تنم استخوان نمایان
چون کاغذ اوست پهلو من
کز وی گذرانده است سوزن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف زیبایی و غم جدایی از معشوق میپردازد. او به قیاس دیدن معشوق با سوزن میپردازد که در این تشبیه، جدایی و مشکل دسترسی به معشوق را به تصویر میکشد. شاعر از حسرت و دلتنگی خود میگوید و به تلاطم احساساتش اشاره میکند که در پی وصال محبوبش دچار رنج و درد شده است. در پایان، او به تأثیر عمق این جدایی بر وجودش و نمایان شدن استخوانهای خود از غم میپردازد.
هوش مصنوعی: چشمهای او مثل سوزن تیز و نافذ است و همین باعث شده که نگاهش بسیار جذبکننده و خاص به نظر برسد.
هوش مصنوعی: هنگامی که سوزن از دکانش جدا میشود، به خاطر درد و حسرتی که دارد، حالش بد میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که شخصی صبور است و تلاش میکند آرامش خود را حفظ کند، اما همچنان نگاهش به گذشته دوخته شده و از آن جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: به دل خود رسیدگی نمیکند و پشتگرمی به آن ندارد، به جای آن با انگشت به چشمش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: فولاد به خاطر آن معشوق تاجیکی، به سختی و مشکلات زیادی دچار شد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی به مقصد عشق رسید، مگر اینکه مسیر آن را به دقت طی کرد، مانند اینکه سوزن بسیار باریک است و فقط از طریق دقت میتوان از آن عبور کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر این شادی، آن معشوق مست، کنترل او را در دست گرفته است.
هوش مصنوعی: در نهایت، سوزن از جان خود بیرون خواهد آمد، حتی اگر به آن وابسته باشد، چون آهن است.
هوش مصنوعی: در حالتی که هنوز فولاد در بیضه وجود دارد، این شوخی و بازیگوشی از نوع بد و ناپسند به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: این پرندهای که خون به زمین ریخت، زمانی که از تخم بیرون آمد، پرهایش را پخش کرد.
هوش مصنوعی: از دوری آن بهار شاداب، حالا استخوانهایم از تنم آشکار شده است.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که وجود یک شخص مانند کاغذی است که به من نزدیک است و از آن عبور کرده است؛ به عبارتی، او به قدری بر زندگیام تأثیر گذاشته که حس میکنم در کنارم است و خاطرات، احساسات و تجربیاتم را تحت تأثیر قرار داده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.