مگر شد سینهام شب وادی طور
که بر دل تابدم از شش جهت نور
گمانم لیلة القدر است امشب
که شد چون روز روشن لیل دیجور
رموز رندی و اسرار مستی
به شیخ شهر گفتن نیست دستور
مگو با مرغ شب از نور خورشید
نیارد سرمه کس بر دیده کور
اگر منعت کند از میپرستی
مکن منعش بود بیچاره معذور
رسد گر بر مشامش نکهت می
بیفتد تا قیامت مست و مخمور
نهد گر بر سر دار فنا پا
انا الحق میسراید همچو منصور
ز میخواران نیارد کس نشانی
بود تا نرگس مست تو مستور
چنان از باده عشق تو مستم
که از ما مست گردد آب انگور
گرفتار کمند زلف جانان
نداند شادی از غم ماتم از سور
به نیروی ریاضت وحدت آخر
نکردی دیو سرکش را تو مقهور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به وصف حال و احساسات شاعر میپردازد. شاعر در شب خاصی که آن را شبی نورانی و شبی مانند لیلة القدر میداند، از تجربیات عرفانی و رموز مستی سخن میگوید. او به طور غیرمستقیم به محدودیتها و سختیهای ناشی از رعایت قواعد اجتماعی در مورد شربت و عشق اشاره میکند. شاعر از عشق و میپرستی سخن میگوید و تأکید میکند که در این عشق، شوری وجود دارد که حتی مشتاقان واقعی هم نمیتوانند از آن فرار کنند. در نهایت، شاعر از قدرت عشق و تجربههای معنوی صحبت میکند که میتواند دیوهای درون را مغلوب کند.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است سینهام بهاندازهای روشن شود که مانند شب در وادی طور، تمام جهات را با نور پر کنم؟
هوش مصنوعی: امشب به نظر میرسد که شب قدر است، چرا که تاریکی شب به روشنی روز تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: رازهای فریبندگی و معانی نابودکننده مستی را نمیتوان به راحتی با کسی مانند شیخ شهر در میان گذاشت، زیرا او نمیتواند درک کند.
هوش مصنوعی: با مرغ شب دربارهی نور خورشید صحبت نکن، زیرا هیچکس نمیتواند برچشمان کور سرمه بمالد.
هوش مصنوعی: اگر تو را از نوشیدن شراب منع کند، اجازه نده که او تو را متوقف کند؛ چون او خودش به نوعی بیچاره و معذور است.
هوش مصنوعی: اگر عطر می به مشامش برسد، تا ابد مست و شاداب خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر سر دار مرگ قدم بگذارد، میتواند مانند منصور، کلمه "من حق هستم" را با شجاعت بگوید.
هوش مصنوعی: هیچکس از میخواران نشانی ندارد، به جز نرگس مست تو که در پردهی پنهانی است.
هوش مصنوعی: چنان شیفته و سرمستم از عشق تو هستم که اگر آب انگور را هم ببینم، آن هم مست میشود.
هوش مصنوعی: کسی که در دام زلف محبوب گرفتار شده، نمیتواند فرق میان شادی و غم یا ملامت و جشن را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش بسیار، نتوانستی دیو سرسخت را به تسلیم واداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دهقان کدیور گفت انگور
مرا خورشید کرد آبستن از دور
کمابیش از صد وهفتاد شد روز
بدم در بستر خورشید پر نور
میان ما، نه عقدی، نه نکاحی
[...]
بهین شکلیست ایشان را مدور
چنان چون بهترین لونی منور
اگر شیری اگر میری اگر مور
گذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی بجان خویشتن کن
که مورانت نهند خوان و کنند سور
زهی دست وزارت از تو با زور
ندیده چشم گیتی چون تو دستور
ربیب الدین و دولت ای ز رایت
گرفته دین و دولت حظ موفور
به تو بنیاد دولت سقف مرفوع
[...]
اگر چون زر نخواهی روی عاشق
منه بر گردن چون سیم سنگور
جهان از زشت قوادان تهی شد
که حمال فقع باید همی حور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.