بگوی زاهد خودبین بادپیما را
که درد باده رهانید از خودی ما را
کسی که پا و سری یافت در دیار فنا
گزید خدمت رندان بی سر و پا را
اگرچه نقطه ز با یافت رتبه امکان
ولی به نقطه شناسند عارفان با را
مکن ملامتم از عاشقی که نتوان بست
ز دیدن رخ خورشید چشم حربا را
ز کوی دوست مگر میرسد نسیم صبا
که پر ز نافه چین کرده کوه و صحرا را
کمینه چاکری از بندگان پیر مغان
به یک اشاره کند زنده صد مسیحا را
روا مدار که هر دم به یاد روی گلی
چو غنچه چاک زنم جامه شکیبا را
به صد فسانه و افسون نمیکند بیرون
رقیب از سر مجنون هوای لیلا را
پیاله گیر که رندان به نیم جو نخرند
هزار ساله طاعات زهد و تقوا را
برو ز دست مده گر وصال میطلبی
فغان و ناله و فریاد و آه شبها را
کسی به کنه کلام تو پی برد وحدت
که یافت در صدف لفظ در معنا را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارتباط با خداوند و بادهنوشی است. شاعر به زاهد خودبین یادآوری میکند که باده عشق میتواند ما را از خودخواهی نجات دهد. او همچنین اشاره میکند که در دنیای فانی، تنها کسانی که به خدمت رندان (عاشقان واقعی) میپردازند ارزشمند هستند. اگرچه برخی ممکن است به مقام و رتبه برسند، اما عارفان واقعی به شناخت عمیقتری از حقایق میرسند. شاعر خواستههای عاشقانه را نکوهش نمیکند و میگوید که در فضای عشق، عذاب و درد طبیعی است. همچنین او به اهمیت دوستی و وفاداری در عشق اشاره دارد و نصیحت میکند که به غم و اندوه نپردازند بلکه باید به جستجوی وصال پرداخت. در نهایت، او به وحدت در کلام و معنا، به دنبال پیوستگی و کشف عمیقتری از حقیقت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به زاهد متکبر بگو که ناخدای کشتی را خبر دهد، زیرا نوشیدن شراب ما را از خودخواهی رها کرده است.
هوش مصنوعی: کسی که در دنیای زوال و فنا قدم گذاشت، به خدمت افرادی میرود که نه پا دارند و نه سر.
هوش مصنوعی: اگرچه وجود یک نقطه میتواند رتبه امکان را نشان دهد، اما عارفان فقط با کمک نقطه، به شناخت حقیقت میرسند.
هوش مصنوعی: نکن ملامت بر من که عاشق هستم و نمیتوانم از دیدن چهرهای مانند چهره خورشید چشم بپوشم.
هوش مصنوعی: آیا از کوی محبوب بادی خوش میوزد که بوی گیسوان او را به کوه و دشت میآورد؟
هوش مصنوعی: یک خدمتگذار از پیروان پیر مغان، با یک اشاره میتواند جان هزاران مسیح را زنده کند.
هوش مصنوعی: اجازه نده که هر لحظه به یاد زیبایی مانند گل، لباس صبر و استقامت خود را پاره کنم.
هوش مصنوعی: مجنون را هیچگاه بهوسیله صد ترفند و جادو نمیتوان از عشق لیلا دور کرد.
هوش مصنوعی: پیاله را بگیر، زیرا افراد بیپروا، به اندک چیزی قانع نمیشوند و هزار سال عبادت و دینداری را به خاطر این دنیا نادیده میگیرند.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال رسیدن به معشوق هستی، نباید اجازه دهی که از دستت برود. شبها را با درد و فریاد و ناله سپری نکن.
هوش مصنوعی: کسی که به عمق سخن تو دست پیدا کرد، به حقیقت یکی بودن رسید و توانست در ظرف واژهها به معنای واقعی آن پی ببرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو زلف تو صنما عنبر و تو عطاری
به عنبر تو همی حاجب اوفتد ما را
مرا فراق تو دیوانه کرد و سرگردان
ز بهر ایزد دریاب مر مرا یارا
بمان بر تن من زلف عنبرینت که هست
[...]
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
بریز خون دل آن خونیان صهبا را
ربودهاند کلاه هزار خسرو را
قبای لعل ببخشیده چهره ما را
به گاه جلوه چو طاووس عقلها برده
[...]
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسّر نمیشود ما را
تو را در آینه دیدن جمال طَلعت خویش
بیان کند که چه بودَست ناشکیبا را
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
[...]
به سرنمی شود از روی شاهدان ما را
نشاط و خوش دلی و عشرت و تماشا را
غلام سیم برانم که وقت دل بردن
به لطف در سخن آرند سنگ خارا را
به راستی که قبا بستن و خرامیدن
[...]
زمانه حله نو بست روی صحرا را
کشید دل به چمن لعبتان رعنا را
هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکن
چه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را
ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.