به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است
به یاد روی تو مشغول و فارغ از خویش است
ز پوست تخت و کلاه نمد مکن منعم
که در دیار فنا تخت و تاج درویش است
به تیر غمزه و نازت ز هر کنار بسی
به خون تپیده چو من سینه چاک و دلریش است
رموز رندی و مستی به شیخ شهر مگوی
که این منافق دور از خدا بداندیش است
هوای کوی خرابات و آب میخانه
به از هوای دزاشیب و آب تجریش است
بشوی دست ز دنیا و پند من بنیوش
که مهر او همه کین است و نوش او نیش است
تو را چه آگهی از حال مست مخموریست
که شحنهاش بود اندر پی عسس پیش است
من و خیال سلامت از این سفر هیهات
که سعی و کوشش رهزن ز رهنما بیش است
ز کس مرنج و مرنجان کسی ز خود وحدت
که این حقیقت آیین و مذهب و کیش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره حقیقت و رهایی از وابستگیهای دنیوی صحبت میکند. شاعر بر این باور است که درویش واقعی کسی است که به یاد معشوق خود مشغول و از خود بیخبر است. او بر اهمیت بیاعتنایی به مادیات تأکید میکند و بیان میکند که تخت و تاج در دنیا تنها خیالاتی زودگذر هستند. شاعر همچنین به عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند و هشدار میدهد که مذهب و جلوههای ظاهری نمیتوانند درک عمیق از حقیقت را به ما بدهند. او در نهایت به رهایی از این دنیا و وابستگیهایش دعوت میکند و بر این نکته تأکید میورزد که حقیقت واقعی در عدم وابستگی به خود و دیگران است.
هوش مصنوعی: انسانهای حقیقی و عارفان، که درویش نامیده میشوند، وقتی یاد تو به ذهنشان خطور میکند، تمام توجه و تمرکزشان بر روی توست و از خود و دنیا بیخبر میشوند.
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که در زندگی زودگذر، زرق و برق و تجملاتی مانند تخت و کلاه ارزش چندانی ندارند؛ زیرا در دنیای فانی، مقام و موقعیت انسان به ثروت او بستگی ندارد و حتی یک درویش نیز میتواند از آنها برخوردار باشد.
هوش مصنوعی: در دل و جان عاشقان، تیرهای غمزه و ناز تو به شدت اثر گذاشته و آنها را به شدت آزرده کرده است. من هم که از عشق تو رنج میبرم و دردمند شدهام، با صد دردی که دارم، در این حال به عشق تو دلخوشم.
هوش مصنوعی: بسته به محیط و شرایط، رازهای فریبندگی و شادمانی را به رهبر مذهبی نگو، چون او کسی است که از خدا دور و دارای افکاری نادرست است.
هوش مصنوعی: آرزو دارم که در محیط خراباتی و در کنار آب میخانه باشم، زیرا این فضا برایم جذابتر و دلنشینتر از کوه دزاشیب و آب زلال تجریش است.
هوش مصنوعی: دستت را از دنیا بشوی و به نصیحت من گوش بده، زیرا عشق او تنها درد و عداوت به همراه دارد و لذت او مثل زهر است.
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که حال و وضعیت مستی من چگونه است، در حالی که نگهبانش خود به دنبالش میگردد.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی هشدار میدهد که در مسیر رسیدن به هدف و موفقیت، تلاش و کوشش ممکن است بیشتر از رهنما و هدایت کننده باشد. به عبارت دیگر، هر چه بیشتر در این سفر پیش میرویم، متوجه میشویم که خودمان باید بیشتر تلاش کنیم و شاید باید از خیالات و آرزوها فراتر برویم تا به مقصد برسیم.
هوش مصنوعی: از دیگران ناراحت نشو و دیگران را نیز نرنجان، زیرا وحدت اصلیترین حقیقت و اصول زندگی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا غمی که ز عشق تو بر دل ریش است
به شرح راست نیاید که غم از آن بیش است
ز طعن دشمن بیهوده گوی بر تن من
به جای هر سر مویی ز غم سری بیش است
مرا ز خویش ملالست خاصه بیگانه
[...]
زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
بلای بخت بدم از جفای او بیش است
چه طالع است ندانم چه بخت شور است این
گه گر جهان همه نوش است بخت من نیش است
حریف من نشود هیچ مهربان هرگز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.