گنجور

 
وحدت کرمانشاهی

باز آهنگ جنون کردیم ما

عقل را از سر برون کردیم ما

جز فنون عشق کآن آیین ماست

سربه‌سر ترک فنون کردیم ما

در طریق عشق تسلیم و رضا

روزگاری رهنمون کردیم ما

در سراب دل روان در جوی چشم

چشمه‌های آب خون کردیم ما

خاک خواری و مذلت تا ابد

بر سر دنیای دون کردیم ما

در پی چندی و چون در سال‌ها

با خلایق چند و چون کردیم ما

بر رگ غم نشتر شادی زدیم

دفع سودای درون کردیم ما

تا به نیروی ریاضت عاقبت

نفس سرکش را زبون کردیم ما

آسمان را صورت از سیلی عشق

وحدت آخر نیلگون کردیم ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صفی علیشاه

ترک عقل ذوفنون کردیم ما

خویش در عشق آزمون کردیم ما

بند رهرو بود چون عقل و جنون

ترک این عقل و جنون کردیم ما

خانه را پرداختیم از هست و نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه