خانه بردوشیم ما، کنج وطن کی جای ماست؟
رزق ما سرگشتگان چون گردباد از پای ماست
باغ زندانست، تا چون غنچه در بند خودیم
هر کجا بیرون رویم از خویشتن، صحرای ماست
رنگ خجلت بر رخ ما ز انفعال سائلان
لاله یی از کوهسار همت والای ماست
از می نظاره صنع است ما را سرخوشی
سبزه یی هرجا که سر زد گردن مینای ماست
قطعه بگسستن از مخلوق، نظم واعظ است
عرضه بی مدعایی پیش خلق، انشای ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس بیخانمانی و سرگشتگی اشاره دارد. شاعر از وضعیتی دشوار سخن میگوید که در آن انسانها از وطن و خانه خود فاصله گرفتهاند و همچون گردباد در جستجوی روزی و آرامش هستند. او با به کار بردن استعاراتی چون "باغ زندان" و "غنچه در بند"، حس محدودیت و ناتوانی را بیان میکند. همچنین به رنگ خجلت، سرخوشی از زیباییها و تلاش برای مستقل بودن اشاره میشود. در پایان، اشارهای به لزوم آزادی و عدم وابستگی به مخلوقات و ساختارهای اجتماعی میکند. شاعر در پی بیان یک حقیقت عمیق انسانی و آرزوی آزادی است.
هوش مصنوعی: ما همیشه در پی خوشبختی و آرامش هستیم، اما آیا واقعاً جایی در وطن برای ما وجود دارد؟ زندگی و روزی ما به گونهای است که همیشه در حال حرکت و جستجو هستیم، مانند گردبادی که نمیتواند در جایی بیقرار بماند.
هوش مصنوعی: باغ باید محلی باشد که ما در آن به صورت محدود و در قید و بند قرار داریم، مانند غنچهای که هنوز باز نشده است. هر جا هم که بخواهیم برویم، آنجا تنها بیابان وجود دارد و ما نمیتوانیم از خودمان دور شویم.
هوش مصنوعی: رنگ شرم و خجالت ما به خاطر درخواستهای بیمورد دیگران است، که مانند لالهای میدرخشد و نشانهای از بلندی آرزوهای ماست.
هوش مصنوعی: ما از تماشای آفرینش شاد و خوشحال هستیم، مانند سبزهای که در هر مکان شکوفا میشود و خوشی ما به خاطر زیباییهای طبیعت است.
هوش مصنوعی: به طور کلی، این بیت به مفهوم جدایی انسان از موجودات دیگر و تکیه بر اهمیت نظرات و سخنرانیهای عالمان و واعظان اشاره دارد. آنچه ما به دیگران ارائه میدهیم، متنی است که بدون هیچ ادعایی برای آنها نگاشته شده است و نشاندهنده تفکر و بیان خود ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست
گوشهٔ میخانهٔ او جنت المأوای ماست
ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم
آبروی عالمی ای یار از دریای ماست
چشم ما روشن به نور روی او باشد مدام
[...]
از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
عالم صورت به معنی جامهٔ دیبای ماست
از حریم قرب، عمری شد که دور افتادهایم
هر کجا در بزم او خالی ست، آنجا جای ماست
در تلاش مدعا، گر برنخیزد دور نیست
[...]
بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
آه ما طاووس هند تیره بختیهای ماست
بر فراز عرش جوش بی نیازی می زنیم
آسمان درد ته مینای استغنای ماست
اول دیوانگی فکر شهنشاهی بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.