از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
عالم صورت به معنی جامهٔ دیبای ماست
از حریم قرب، عمری شد که دور افتادهایم
هر کجا در بزم او خالی ست، آنجا جای ماست
در تلاش مدعا، گر برنخیزد دور نیست
خواب همچون دست مخمل باف، کار پای ماست
این که می خندند [و] می گویند مستان در چمن
جای می خالی ست، مطلب ساغر و مینای ماست
از گرانباری حسرت بس که سنگین می رود
در ره او کوه پنداری به پشت پای ماست
عشق را بی چشم گریان، رتبه ای نبود سلیم
آب چون گوهر فروشان رونق کالای ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم وحدت در کثرت و جایگاه انسان در عالم وجود میپردازد. شاعر بیان میکند که در عالم صورت، هر کجا که عشق و زیبایی باشد، آنجا جای ماست. او از دوری از قرب الهی و جدایی از معشوق سخن میگوید و تأکید دارد که اگر تلاش کنیم، به آرزوهایمان نزدیک خواهیم شد. همچنین، نشان میدهد که عشق و اشک، به معنای واقعی، خاصیت و ارزش دارند و نشانهای از عاطفه و احساس هستند. در نهایت، حسرت و وزنههای سنگین که در راه عشق وجود دارد، نشاندهنده سختیهای مسیر است.
هوش مصنوعی: به خاطر شکوه و زیبایی وحدت، وجود ما در جهان کثرت است. عالم به ظاهر، همچون پوشش زیبا و باارزشی برای ما به شمار میآید.
هوش مصنوعی: سالهاست که از نزدیکی و محبت او دوریم. هر جایی که در جشن و شادی او خالی باشد، آنجا جایی برای ماست.
هوش مصنوعی: اگر در تلاش برای رسیدن به خواستهام برنخیزم، به زودی به خواب میروم، درست همانند دست یک مخمل باف که کارش به پای من وابسته است.
هوش مصنوعی: افرادی که میخندند و میگویند در چمن جایی برای مستان وجود دارد، در واقع به روحیه شاداب و آزاد ما اشاره میکنند که به دنبال خوشی و لذت است.
هوش مصنوعی: به خاطر حسرتهای زیادی که بر دوش داریم، به نظر میرسد که در مسیر او سنگینی و سختی وجود دارد، انگار کوهها به پشت پای ما سنگینی میکنند.
هوش مصنوعی: عشق بدون اشک و گریه، ارزشی ندارد. آب به اندازهای که مرواریدها برای فروشندگان ارزش دارد، برای ما هم اهمیت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست
گوشهٔ میخانهٔ او جنت المأوای ماست
ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم
آبروی عالمی ای یار از دریای ماست
چشم ما روشن به نور روی او باشد مدام
[...]
خانه بردوشیم ما، کنج وطن کی جای ماست؟
رزق ما سرگشتگان چون گردباد از پای ماست
باغ زندانست، تا چون غنچه در بند خودیم
هر کجا بیرون رویم از خویشتن، صحرای ماست
رنگ خجلت بر رخ ما ز انفعال سائلان
[...]
بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
آه ما طاووس هند تیره بختیهای ماست
بر فراز عرش جوش بی نیازی می زنیم
آسمان درد ته مینای استغنای ماست
اول دیوانگی فکر شهنشاهی بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.